extend

[ایالات متحده]/ɪkˈstend/
[بریتانیا]/ɪkˈstend/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

گسترش دادن
vt. و vi. برای طولانی کردن یا ادامه دادن در فضا، زمان یا درجه
vt. برای طولانی کردن؛ برای گسترش دادن؛ برای رسیدن به (یک نقطه خاص)

عبارات و ترکیب‌ها

extend one's business

گسترش کسب و کار

جملات نمونه

to extend one's garden

گسترش باغچه

extend financial help to sb.

ارائه کمک‌های مالی به کسی

to extend a warm welcome to him

با آغوش باز به او خوش آمد گفتن

The bank will extend you credit.

بانک اعتبار لازم را در اختیار شما قرار خواهد داد.

Theoretically, a line can extend into infinity.

از نظر تئوری، یک خط می‌تواند به بی‌نهایت امتداد یابد.

the bank refused to extend their credit.

بانک از ارائه اعتبار به آنها امتناع کرد.

the range will be extended in due course.

دامنه در زمان مناسب گسترش خواهد یافت.

I nod and extend my hand.

من سر تکان می‌دهم و دستم را دراز می‌کنم.

credit was extended to the country.

اعتبار به آن کشور داده شد.

an extended battle line

یک خط نبرد طولانی

inflammation extending to the surround of the eye.

التهاب گسترده به اطراف چشم.

It was kind of you to extend an invitation to us.

خوشامدگویی به ما از طرف شما بسیار دلسوزانه بود.

We are extending the radio network.

ما شبکه رادیویی را گسترش می دهیم.

extended the radio antenna.

آنتن رادیویی را گسترش داد.

extend credit to qualified purchasers.

اعتبار به خریداران واجد شرایط ارائه شود.

extended our visit by a day.

بازدید ما را یک روز بیشتر طولانی کردیم.

نمونه‌های واقعی

Please understand, our loyalty can only extend so far.

لطفاً درک کنید، وفاداری ما نمی‌تواند بیش از این ادامه یابد.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

And notice that the word is extending its use.

و توجه کنید که این کلمه در حال گسترش استفاده خود است.

منبع: BBC Listening Collection November 2014

Sometimes the space enclosed is so great that the fence extends for several miles!

گاهی اوقات فضای محصور آنقدر زیاد است که حصار برای چند مایل امتداد دارد!

منبع: UK original primary school Chinese language class

Our political correspondent Rob Watson assesses why they extended the talks.

خبرنگار سیاسی ما، راب واتسون، ارزیابی می‌کند که چرا آنها گفتگوها را تمدید کردند.

منبع: BBC Listening Collection December 2020

It extends your perception as a human.

این درک شما را به عنوان یک انسان گسترش می‌دهد.

منبع: National Geographic (Children's Section)

Then extend the search to the villages.

سپس جستجو را به روستاها گسترش دهید.

منبع: The Legend of Merlin

This logic can be extended further and further.

این منطق را می‌توان بیشتر و بیشتر گسترش داد.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

I kept working on how to extend life.

من به تلاش برای کشف چگونگی افزایش طول عمر ادامه دادم.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2016 Collection

Its life has been extended a few times.

طول عمر آن چند بار تمدید شده است.

منبع: Financial Times

British pension funds want it to be extended.

صندوق‌های بازنشستگی بریتانیا می‌خواهند آن را تمدید کنند.

منبع: The Economist - Weekly News Highlights

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید