prolong

[ایالات متحده]/prəˈlɒŋ/
[بریتانیا]/prəˈlɔːŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تاخیر؛ گسترش

جملات نمونه

prolong the runway of an airfield

تمدید باند فرودگاه

underlay helps to prolong the life of a carpet.

زیرلایه به طول عمر فرش کمک می‌کند.

Might it be possible to prolong life indefinitely?

آیا ممکن است بتوان عمر را به طور نامحدود طولانی کرد؟

an idea which prolonged the life of the engine by many years.

ایده‌ای که عمر موتور را سال‌ها طولانی کرد.

the region suffered a prolonged drought.

منطقه دچار خشکسالی طولانی مدت شد.

The delegation decided to prolong their visit by one week.

هیئت‌نماینده تصمیم گرفتند از یک هفته دیگر بازدید خود را طولانی کنند.

They were impoverished by a prolonged spell of unemployment.

آنها به دلیل یک دوره طولانی بیکاری دچار فقر شدند.

Thanks to the very low bulkheads it was possible to prolong the top deck up to the central layshaft, and prolong it over the motor mounting area.

با تشکر از وجود پلکانی بسیار کم، امکان افزایش عرقه بالایی تا محور مرکزی و همچنین افزایش آن در قسمت نصب موتور وجود داشت.

Government sources said there would be no prolonged pause in the war.

منابع دولتی گفتند وقفه طولانی مدت در جنگ وجود نخواهد بود.

After prolonged questioning she finally confessed.

پس از بازجویی طولانی مدت، او بالاخره اعتراف کرد.

the prolonged firing caused heavy losses.

آتش‌کشی طولانی مدت تلفات سنگینی به بار آورد.

chronic gastrointestinal symptoms which may require prolonged medication.

علائم مزمن گوارشی که ممکن است به داروهای طولانی مدت نیاز داشته باشند.

The union leaders are trying to buy time by prolonging the negotiations.

رهبران اتحادیه در تلاشند با طولانی کردن مذاکرات، زمان ببرند.

He has decided to prolong his visit through the weekend.

او تصمیم گرفته است از آخر هفته به بعد از سفر خود ادامه دهد.

Doctors commented that some patients deliberately prolong their treatment.

پزشکان اظهار داشتند که برخی از بیماران عمداً درمان خود را طولانی می‌کنند.

the line of his lips was prolonged in a short red scar.

خط لب او در یک جای زخم کوتاه و قرمز کشیده شده بود.

Don’t prolong the agony. Just say yes or no, and then I’ll know where I stand.

از تحمل رنج بیشتر خودداری کنید. فقط بله یا نه بگویید تا بدانم در چه وضعیتی هستم.

Success of laser sclerostomy could be increased and prolonged by subconjunctival injection of 5- FU postoperativly.

می‌توان موفقیت اسکلروستومی لیزری را با تزریق زیر Conjunctiva از 5-FU پس از عمل افزایش و طولانی کرد.

Many countries have gained national independence after prolonged struggles.

بسیاری از کشورها پس از مبارزات طولانی مدت به استقلال ملی دست یافته‌اند.

Every father should insure himself against premature death or prolonged illness for the sake of his wife and children.

هر پدری باید از بیم مرگ یا بیماری طولانی مدت زودرس برای همسر و فرزندانش بیمه کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید