rake leaves
جمعآوری برگها
garden rake
گُرز باغ
rake in money
پول دربیاور
rake angle
زاویه نردبانی
rake face
صورت را با ناخن بمال
rake in
جمع کردن
rake up
بیرون آوردن
back rake
گُرز پشتی
rake the soil for planting.
برای کاشتن خاک را بیلزنی کنید.
rake up old gossip.
شایعات قدیمی را دوباره مطرح کنید.
the rake of a jet plane's wings.
زاویهی بالهای هواپیمای جت
rake leaves; rake in the gambling chips.
برگها را جمع کن؛ تراشه های قمار را جمع کن.
Jim raked in half the pot.
جیم نیمی از گلدان را به دست آورد.
In the autumn I rake up the dead leaves.
در پاییز برگهای مرده را جمع میکنم.
propeller blades that rake backward from the shaft; rake a ship's mast.
تیغههای پروانه که از محور به عقب خم شدهاند؛ باریک کردن دکمه کشتی.
A persistent wind frustrated my attempt to rake the lawn.
یک باد مداوم تلاش من برای جارو کردن چمن را ناکام کرد.
I sometimes rake over the allotment.
گاهی اوقات زمین را بیلزنی میکنم.
her fingers raked Bill's face.
انگشتانش صورت بیل را خاراند.
she raked a comb through her hair.
او یک شانه را از موهایش عبور داد.
the road was raked with machine-gun fire.
جاده با آتش مسلسل پوشیده شده بود.
I have no desire to rake over the past.
تمایلی ندارم گذشته را دوباره بررسی کنم.
He raked the hillside with powerful glasses.
او دامداری را با عینکهای قوی شانه کرد.
He raked the soil to even it off.
او خاک را برای صاف کردن بیلزنی کرد.
Rake out the cinders before you start a new fire.
قبل از شروع آتش جدید خاکسترها را جمع آوری کنید.
she can't just churn out any old cack and expect to rake it out.
او نمیتواند فقط هرگونه زباله را منتشر کند و انتظار داشته باشد که آن را جمعآوری کند.
she raked her hair back with her fingers.
او با انگشتانش موهایش را به عقب کشید.
, Spade, Rake, Seed Dibber, Limpwurt Seed,.
, بیل، بیلچه، ابزار کاشت بذر، بذر لمورت،.
raked through the files for the misplaced letter.
در فایلها به دنبال نامهای که گم شده بود، جستجو کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید