scatter

[ایالات متحده]/ˈskætə(r)/
[بریتانیا]/ˈskætər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. پخش کردن، گسترش دادن؛ انحراف دادن
vt. پخش کردن، انحراف دادن
n. پراکندگی، پخش

عبارات و ترکیب‌ها

scatter around

پراکنده کردن اطراف

scatter seeds

پراکنده کردن بذر

scatter petals

پراکنده کردن گلبرگ‌ها

جملات نمونه

a scattering of applause.

تشویق پراکنده

scatter my dust and ashes.

گرد و خاک و خاکستر من را پراکنده کنید.

scatter the coconut over the icing.

نارگیل را روی رویه پخش کنید.

Don't scatter your strength .

قدرت خود را پراکنده نکن.

a thinly scattered population

جمعیت پراکنده و کم‌تراکم

to scatter gravel on an icy road

برای پخش کردن سنگ‌ریزه روی یک جاده یخی

The wind soon scattered the clouds.

باد به زودی ابرها را پراکنده کرد.

The farmers are scattering seed.

کشاورزان در حال پراکنده کردن بذر هستند.

The police scattered the disorderly crowd.

پلیس جمعیت نامرتب را پراکنده کرد.

The gunshot scattered the birds.

گلوله باعث پراکنده شدن پرندگان شد.

Resonance light scattering teachnique is a light scattering analysis technique measured by general flourometer.

تکنیک پراکنش نور تشدید یک تکنیک تجزیه پراکنش نور است که با فلورومتر عمومی اندازه گیری می شود.

The wind finally dissipated the smoke.See Synonyms at scatter

باد سرانجام دود را پراکنده کرد. به مترادف ها در پراکنده شدن نگاه کنید

The thundershower had temporarily scattered the swimmers.

باران رعد و برق به طور موقت شناگران را پراکنده کرد.

The police arrived. Thereupon the mob scattered.

پلیس رسید. سپس جمعیت پراکنده شد.

millions of seeds are annually scattered abroad.

میلیون‌ها دانه به صورت سالانه در خارج از کشور پراکنده می‌شوند.

small bushes scattered here and there.

بوته‌های کوچک پراکنده در اینجا و آنجا.

there are many watermills scattered throughout the marshlands.

آسیاب‌های آبی بسیاری در سراسر مرداب‌ها پراکنده شده‌اند.

نمونه‌های واقعی

And that red light is just scattered light in the camera optics.

و آن نور قرمز فقط نور پراکنده در اپتیک دوربین است.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2015 Compilation

A fountain of silver glitter scatters over the weaving.

یک چشمه درخشش نقره‌ای روی بافت پراکنده می‌شود.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Newspapers were scattered about the room.

روزنامه‌ها در اطراف اتاق پراکنده شده بودند.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

Benin makes the first hit, and now the monkeys scatter.

بنین اولین ضربه را می‌زند و حالا میمون‌ها پراکنده می‌شوند.

منبع: Human Planet

The farmer scattered seeds on the field.

کشاورز بذرها را در مزرعه پراکنده کرد.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

As Jupiter bulldozes inwards, its immense gravity scatters material in all directions.

همانطور که مشتری به سمت داخل پیشروی می‌کند، گرانش عظیم آن باعث پراکنده شدن مواد در همه جهات می‌شود.

منبع: Earth Laboratory

But I would never scatter you in the woods.

اما من هرگز شما را در جنگل پراکنده نمی‌کنم.

منبع: Desperate Housewives Season 7

Under attack from a pack of Raptors, the Tenontosaurus herd would instinctively scatter.

تحت حمله یک گروه raptor، گله Tenontosaurus به طور غریزی پراکنده می‌شود.

منبع: Jurassic Fight Club

The layouts of these crystals scattered and blocked high-frequency heatwaves but allowed low-frequency waves through.

چیدمان این کریستال‌ها پراکنده و مسدود کننده امواج حرارتی با فرکانس بالا بود، اما اجازه عبور امواج با فرکانس پایین را می‌داد.

منبع: The Economist - Technology

This isn't the first time that La Calima has scattered dust over the Canary Islands.

این اولین باری نیست که لا کالیما گرد و غبار را بر روی جزایر قناری پراکنده کرده است.

منبع: CNN Listening Compilation April 2020

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید