rarely

[ایالات متحده]/ˈreəli/
[بریتانیا]/ˈrerli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به ندرت; کمی; غیرمعمولاً

عبارات و ترکیب‌ها

rarely if ever

به ندرت یا هرگز

rarely or never

به ندرت یا هرگز

جملات نمونه

women are rarely recidivist.

زنان به ندرت دوباره مرتکب جرم می‌شوند.

only rarely did they succumb.

آنها تنها به ندرت تسلیم شدند.

scientists rarely bother with such niceties.

دانشمندان به ندرت به چنین ظرافت‌هایی توجه می‌کنند.

such litigation will rarely be dispositive of any question.

چنین دعوی به ندرت در تعیین هر مسئله تعیین کننده خواهد بود.

they rarely fail to toe the party line.

آنها به ندرت از خط حزب پیروی نمی‌کنند.

I rarely drive above 50 mph.

من به ندرت با سرعت بیشتر از 50 مایل در ساعت رانندگی می‌کنم.

In fact I've rarely seen such a pesthole.

در واقع، من به ندرت چنین مکانی را دیده‌ام.

She rarely watches television.

او به ندرت تلویزیون تماشا می‌کند.

She rarely used alcohol.

او به ندرت از الکل استفاده می‌کرد.

Peter is rarely / seldom late.

پیتر به ندرت یا به ناداری دیر می‌کند.

Such fish is rarely met with in the north country.

چنین ماهیایی به ندرت در شمال دیده می‌شوند.

How did they ever manage?See Usage Note at rarely

چگونه آنها هرگز موفق شدند؟ برای اطلاعات بیشتر به بخش 'راهنمای استفاده' در مورد 'rarely' مراجعه کنید.

imitations rarely look anywhere as good as the real thing.

تقلیدات به ندرت به خوبی چیز واقعی به نظر می‌رسند.

policy blueprints are rarely carried through perfectly.

طرح های سیاستی به ندرت به طور کامل اجرا می شوند.

their demands rarely received a favourable response.

درخواست های آنها به ندرت با پاسخ مطلوب مواجه می شد.

women rarely feature in writing on land settlement.

زنان به ندرت در نوشته‌هایی در مورد استقرار زمین نقش دارند.

the cops rarely liaised with the income tax ferrets.

پولیس‌ها به ندرت با بازرسان مالیاتی ارتباط برقرار می‌کردند.

happy endings rarely happen off-screen.

پایان‌های خوش به ندرت در خارج از صحنه اتفاق می‌افتند.

seriously though, short cuts rarely work.

جدی بگویم، میانبرها به ندرت جواب می‌دهند.

نمونه‌های واقعی

Sleep apnea on its own is rarely fatal, but it can worsen other health problems.

آپنه خواب اغلب به خودی خود کشنده نیست، اما می تواند مشکلات سلامتی دیگر را بدتر کند.

منبع: Osmosis - Respiration

They are rarely permitted outside their homes.

آنها به ندرت اجازه خروج از خانه را دارند.

منبع: This month VOA Special English

Parents very very rarely disown their progeny.

والدین بسیار بسیار به ندرت فرزندان خود را طرد می کنند.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

We're getting access rarely seen to this point.

ما به دسترسی ای که به ندرت دیده شده تا این نقطه دسترسی پیدا می کنیم.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Else and I met very rarely and very carefully.

من و غیره بسیار به ندرت و بسیار با دقت ملاقات کردیم.

منبع: 1000 episodes of English stories (continuously updated)

It is very rarely that a mountain changes its position.

بسیار نادر است که کوهی مکان خود را تغییر دهد.

منبع: The Little Prince

Though despite the importance of space exploration, it occurs quite rarely.

با وجود اهمیت اکتشافات فضایی، این موضوع به ندرت رخ می دهد.

منبع: Mysteries of the Universe

Students rarely have to wait long for an online session.

دانشجویان به ندرت مجبورند برای یک جلسه آنلاین مدت زیادی منتظر بمانند.

منبع: VOA Slow English - America

166. I'm rarely aware that the square area is bare.

166. من به ندرت متوجه می شوم که ناحیه مربع خالی است.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

The law on compulsory military service is rarely enforced in China.

قانون خدمت وظیفه اجباری به ندرت در چین اجرا می شود.

منبع: BBC Listening March 2018 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید