ratifier agreement
توافقنامهی تصویبکننده
ratifier status
وضعیت تصویبکننده
ratifier role
نقش تصویبکننده
ratifier consent
رضایت تصویبکننده
ratifier process
فرآیند تصویبکننده
ratifier vote
رای تصویبکننده
ratifier body
نهاد تصویبکننده
ratifier document
سند تصویبکننده
ratifier clause
ماده تصویبکننده
ratifier meeting
جلسه تصویبکننده
the ratifier of the treaty has a significant role in international relations.
مُجَاهِدِ عهدنامه در روابط بینالمللی نقش مهمی ایفا میکند.
every country must be a ratifier to ensure the agreement is valid.
هر کشوری باید مُجَاهِد باشد تا از اعتبار توافقنامه اطمینان حاصل شود.
the ratifier's signature is required for the document to be official.
برای اینکه سند رسمی باشد، امضای مُجَاهِد لازم است.
as a ratifier, you are committing to uphold the terms of the agreement.
به عنوان مُجَاهِد، شما متعهد به رعایت شرایط توافقنامه هستید.
the ratifier held a press conference to explain the decision.
مُجَاهِد کنفرانس مطبوعاتی برگزار کرد تا تصمیم را توضیح دهد.
the ratifier must notify all parties involved once the agreement is signed.
مُجَاهِد باید پس از امضای توافقنامه، تمام طرفهای درگیر را مطلع کند.
being a ratifier comes with responsibilities and expectations.
مُجَاهِد بودن با مسئولیتها و انتظارات همراه است.
the ratifier's role is crucial in the legislative process.
نقش مُجَاهِد در فرآیند قانونگذاری بسیار مهم است.
many countries are eager to become a ratifier of the climate agreement.
بسیاری از کشورها مشتاق هستند که مُجَاهِد توافقنامه آب و هوا شوند.
the ratifier's approval is the final step in the negotiation process.
تاییدیه مُجَاهِد آخرین مرحله فرآیند مذاکره است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید