recorded

[ایالات متحده]/rɪ'kɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مستند
v. مستندسازی کردن؛ ضبط کردن

عبارات و ترکیب‌ها

audio recorded

ضبط صدا

video recorded

ضبط ویدیو

world record

رکورد جهانی

of record

در مورد سابقه

for the record

برای سابقه

medical record

سابقه پزشکی

on record

در سابقه

track record

سابقه عملکرد

no record

بدون سابقه

put on record

ثبت شود

record number

شماره رکورد

in record

در سابقه

record keeping

نگهداری سوابق

criminal record

سابقه کیفری

record holder

نگهدارنده رکورد

academic record

سابقه تحصیلی

data record

رکورد داده

on the record

در سابقه

off the record

غیررسمی

proven track record

سابقه اثبات شده

sales record

رکورد فروش

جملات نمونه

The lecture was recorded for students who couldn't attend.

سخنرانی برای دانشجویانی که نمی‌توانستند حضور داشته باشند، ضبط شد.

The song was recorded in a professional studio.

قطعه موسیقی در یک استودیوی حرفه‌ای ضبط شد.

The meeting was recorded for future reference.

جلسه برای ارجاع آینده ضبط شد.

The interview was recorded on video.

مصاحلمه روی ویدیو ضبط شد.

The incident was recorded by security cameras.

این حادثه توسط دوربین‌های امنیتی ضبط شد.

The temperature was recorded every hour.

دمای هوا هر ساعت ثبت شد.

The event was recorded in the history books.

این رویداد در کتاب‌های تاریخ ثبت شد.

The data was recorded accurately.

داده‌ها به طور دقیق ثبت شدند.

The details were recorded in the report.

جزئیات در گزارش ثبت شدند.

The conversation was recorded for quality assurance purposes.

مکالمه برای اهداف تضمین کیفیت ضبط شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید