logged

[ایالات متحده]/'lɒɡd/
[بریتانیا]/lɔɡd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دست و پا گیر; به چوب‌های گرد بریده شده; راکد; سیلابی
v. درختان را قطع کردن; چوب‌ها را به بخش‌ها برش دادن; در یک لاگ کشتی ثبت کردن; وارد کردن به یک کامپیوتر.

عبارات و ترکیب‌ها

access logged

ورود دسترسی

activity logged

فعالیت ثبت شده

جملات نمونه

had logged 25 years with the company.

وی 25 سال سابقه کار در شرکت را ثبت کرده بود.

He had logged over 800 miles.

او بیش از 800 مایل را ثبت کرده بود.

They logged the timber into 7-foot length.

آنها چوب را به طول 7 فوت ثبت کردند.

They logged up the ship's position regularly.

آنها به طور منظم موقعیت کشتی را ثبت کردند.

some days the vessel logged 12 knots .

بعضی روزها کشتی 12 گره ثبت کرد.

logged 30,000 air miles in April.

در ماه آوریل 30000 مایل هوایی ثبت شد.

How many hours have you logged?

چند ساعت ثبت کرده اید؟

He logged the ship's speed at 10 knots.

او سرعت کشتی را 10 گره ثبت کرد.

State when you logged on, and remember to write down the time you log off.

ذکر کنید چه زمانی وارد شدید و به یاد داشته باشید زمان خروج خود را یادداشت کنید.

We have logged up a remarkable series of gains in technical innovation.

ما یک سری قابل توجه از دستاوردها در نوآوری های فنی را ثبت کرده ایم.

she had logged more than 12,000 miles since she had been launched.

او از زمان پرتاب بیش از 12000 مایل را ثبت کرده بود.

Preselect the user that logged in previously. Use this if this computer is usually used several consecutive times by one user.

کاربری را که قبلاً وارد شده است، از قبل انتخاب کنید. از این مورد در صورتی استفاده کنید که این کامپیوتر معمولاً چندین بار متوالی توسط یک کاربر استفاده می شود.

It took us two hours to complete the calculation, so we logged off at 4 o'clock.

دو ساعت طول کشید تا محاسبات را تکمیل کنیم، بنابراین ساعت 4 از سیستم خارج شدیم.

نمونه‌های واقعی

Entries are logged using short, bulleted sentences.

ثبت ورودی‌ها با استفاده از جملات کوتاه و گلوله‌ای انجام می‌شود.

منبع: Minimalist Bullet Journaling Method

It's just a really, really huge log basically.

در اصل، فقط یک فایل لاگ بسیار بزرگ است.

منبع: Architectural Digest

And fire resembles some blazing logs.

و آتش شبیه به برخی از توده‌های آتشین است.

منبع: Popular Science Essays

Wukong turned himself into a woodpecker and pecked the log.

ووکنگ خود را به یک دارکوب تبدیل کرد و به لاگ ضربه زد.

منبع: Journey to the West

And even those that do are stressed out and sometimes aren't logging on.

حتی کسانی که این کار را انجام می‌دهند، مضطرب هستند و گاهی اوقات وارد نمی‌شوند.

منبع: CNN 10 Student English April 2020 Collection

I am now logged in as Norman.

من اکنون به عنوان نورمن وارد شده ام.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

By early Friday, some employees posted that they could not log into their work accounts.

تا اوایل جمعه، برخی از کارمندان پست‌هایی منتشر کردند مبنی بر اینکه نمی‌توانند وارد حساب‌های کاری خود شوند.

منبع: VOA Slow English - America

Like if your calculator has a 'log' button, that's just for base 10 logs.

مثلاً اگر ماشین حساب شما یک دکمه 'log' دارد، این فقط برای لاگ‌های پایه 10 است.

منبع: Crash Course Comprehensive Edition

I've got a log for the body!

من یک لاگ برای بدن دارم!

منبع: Hi! Dog Teacher (Video Version)

Did Chris Evans rip a log in half?

آیا کریس ایوانز یک لاگ را از وسط پاره کرد؟

منبع: Connection Magazine

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید