redressing

[ایالات متحده]/rɪˈdrɛsɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈdrɛsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری از redress; دوباره ارزیابی کردن یا تعادل را بازگرداندن; جبران کردن یا اصلاح کردن

عبارات و ترکیب‌ها

redressing issues

رفع مشکلات

redressing grievances

رفع نارضایتی‌ها

redressing wrongs

رفع اشتباهات

redressing balance

بازگرداندن تعادل

redressing harm

رفع آسیب

redressing power

رفع تبعید

redressing concerns

رفع نگرانی‌ها

redressing mistakes

رفع اشتباهات

redressing failures

رفع شکست‌ها

redressing inequalities

رفع نابرابری‌ها

جملات نمونه

redressing past grievances is essential for healing.

رفع grievances گذشته برای التیام ضروری است.

the committee focused on redressing social inequalities.

کمیته بر رفع نابرابری‌های اجتماعی متمرکز بود.

redressing errors in the report is necessary before submission.

رفع خطاهای گزارش قبل از ارسال ضروری است.

the organization aims at redressing environmental damage.

سازمان بر هدف قرار دادن رفع خسارت‌های زیست محیطی متمرکز است.

redressing the balance of power in negotiations is crucial.

رفع تعادل قدرت در مذاکرات بسیار مهم است.

they are working on redressing the issues in the community.

آنها در حال کار بر روی رفع مشکلات در جامعه هستند.

redressing the wrongs of history can be a long process.

رفع اشتباهات تاریخی می‌تواند یک فرآیند طولانی باشد.

redressing the needs of the marginalized is a priority.

رفع نیازهای حاشیه نشینان یک اولویت است.

redressing unfair treatment in the workplace is important.

رفع رفتار ناعادلانه در محل کار مهم است.

they initiated a program aimed at redressing educational disparities.

آنها یک برنامه با هدف رفع نابرابری‌های آموزشی آغاز کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید