correcting

[ایالات متحده]/[ˈkɒrɪktɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈkɒrɪktɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. درست کردن یا دقیق کردن چیزی؛ رفع اشکال؛ بهبود دادن.
adj. که در حال اصلاح شدن است.

عبارات و ترکیب‌ها

correcting errors

اصلاح اشتباهات

correcting the code

اصلاح کد

correcting mistakes

اصلاح اشتباهات

correcting assumptions

اصلاح فرضیات

correcting behavior

اصلاح رفتار

correcting the record

اصلاح سابقه

correcting proof

اصلاح اثبات

correcting typos

اصلاح غلط املایی

correcting data

اصلاح داده‌ها

correcting speech

اصلاح گفتار

جملات نمونه

the editor is correcting the manuscript for grammar and style.

ویراستار دست‌نوشته را از نظر دستور زبان و سبک ویرایش می‌کند.

she's correcting his mistakes on the exam.

او اشتباهات او را در امتحان تصحیح می‌کند.

the software is correcting errors automatically.

نرم‌افزار به‌طور خودکار خطاها را تصحیح می‌کند.

he's correcting the team's presentation before they deliver it.

او ارائه‌ی گروه را قبل از ارائه آن‌ها تصحیح می‌کند.

i'm correcting the budget projections for next year.

من پیش‌بینی‌های بودجه برای سال آینده را تصحیح می‌کنم.

the teacher is correcting homework assignments tonight.

معلم امشب تکالیف را تصحیح می‌کند.

we need to be correcting these misunderstandings immediately.

ما باید این سوء تفاهم‌ها را فوراً تصحیح کنیم.

the proofreader is correcting typos in the final draft.

ویراستار غلط‌های املایی را در پیش‌نویس نهایی تصحیح می‌کند.

he's correcting the historical record with new evidence.

او با استفاده از شواهد جدید، سوابق تاریخی را تصحیح می‌کند.

the system is correcting for atmospheric distortion.

سیستم برای تصحیح اعوجاج جوی عمل می‌کند.

she's correcting the course of the ship.

او مسیر کشتی را تصحیح می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید