refinements

[ایالات متحده]/rɪˈfaɪnmənts/
[بریتانیا]/rɪˈfaɪnmənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بهبودها یا تمایزهای ظریف؛ ظرافت یا کیفیت بالا در رفتار یا سبک؛ محصولات یا نتایج تصفیه؛ سلیقه یا آداب پرورده شده

عبارات و ترکیب‌ها

design refinements

بهبودهای طراحی

process refinements

بهبودهای فرآیند

product refinements

بهبودهای محصول

system refinements

بهبودهای سیستم

method refinements

بهبودهای روش

feature refinements

بهبودهای ویژگی

quality refinements

بهبودهای کیفیت

service refinements

بهبودهای خدمات

strategy refinements

بهبودهای استراتژی

tech refinements

بهبودهای فناوری

جملات نمونه

we made several refinements to the design.

ما چندین بهبود در طراحی ایجاد کردیم.

the refinements in the software improved its performance.

بهبودهای نرم‌افزار باعث بهبود عملکرد آن شد.

he suggested some refinements to the proposal.

او پیشنهاداتی برای بهبود پیشنهاد داد.

her refinements to the recipe made it even tastier.

بهبودهای او در دستور العمل آن را حتی خوشمزه‌تر کرد.

the artist's refinements brought the painting to life.

بهبودهای هنرمند نقاشی را زنده کرد.

we need to focus on the refinements of our strategy.

ما باید بر بهبود استراتژی خود تمرکز کنیم.

refinements in the manufacturing process can reduce costs.

بهبودها در فرآیند تولید می‌تواند هزینه‌ها را کاهش دهد.

they are looking for refinements in their customer service.

آنها به دنبال بهبود در خدمات مشتری خود هستند.

continuous refinements lead to better outcomes.

بهبودهای مداوم منجر به نتایج بهتر می‌شود.

her refinements to the presentation made it more engaging.

بهبودهای او در ارائه، آن را جذاب‌تر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید