regaining control
بازیافتن کنترل
regaining strength
بازیابی قدرت
regaining confidence
بازیافتن اعتماد به نفس
regaining balance
بازیافتن تعادل
regaining trust
بازیافتن اعتماد
regaining focus
بازیافتن تمرکز
regaining momentum
بازیافتن حرکت
regaining health
بازیافتن سلامتی
regaining visibility
بازیافتن دید
regaining position
بازیافتن موقعیت
he is focused on regaining his strength after the injury.
او روی بازسازی قدرت خود پس از آسیب تمرکز دارد.
the team is regaining its confidence after the recent victories.
تیم پس از پیروزیهای اخیر در حال بازسازی اعتماد به نفس خود است.
she is regaining her health through regular exercise.
او از طریق ورزش منظم در حال بازسازی سلامتی خود است.
regaining control of the situation is essential for success.
بازپسگیری کنترل وضعیت برای موفقیت ضروری است.
they are working on regaining their market share.
آنها در حال تلاش برای بازپسگیری سهم بازار خود هستند.
he is regaining his memory after the accident.
او پس از حادثه در حال بازسازی حافظه خود است.
she is focused on regaining her former position at work.
او روی بازپسگیری جایگاه سابق خود در محل کار تمرکز دارد.
regaining trust takes time and effort.
بازسازی اعتماد به زمان و تلاش نیاز دارد.
the athlete is determined to focus on regaining his title.
ورزشکار مصمم است که روی بازپسگیری عنوان خود تمرکز کند.
they are committed to regaining their reputation in the industry.
آنها متعهد به بازپسگیری شهرت خود در صنعت هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید