recapturing

[ایالات متحده]/ˌriːˈkæptʃərɪŋ/
[بریتانیا]/ˌriːˈkæptʃərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری recapture; دوباره تجربه یا تولید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

recapturing attention

بازیافتن توجه

recapturing interest

بازیافتن علاقه

recapturing memories

بازیافتن خاطرات

recapturing joy

بازیافتن شادی

recapturing moments

بازیافتن لحظات

recapturing dreams

بازیافتن رویاها

recapturing spirit

بازیافتن روحیه

recapturing focus

بازیافتن تمرکز

recapturing love

بازیافتن عشق

recapturing essence

بازیافتن جوهر

جملات نمونه

recapturing the lost moments of our childhood is important.

بازسازی لحظات گمشده دوران کودکی ما مهم است.

the team is focused on recapturing their championship title.

تیم بر بازپس‌گیری عنوان قهرمانی خود متمرکز است.

she is recapturing the essence of her original artwork.

او در حال بازسازی جوهر اثر هنری اصلی خود است.

recapturing the audience's attention is crucial for a successful presentation.

بازپس‌گیری توجه مخاطبان برای یک ارائه موفق بسیار مهم است.

he is recapturing the magic of their early relationship.

او در حال بازسازی جادوی رابطه اولیه آنها است.

the documentary aims at recapturing historical events accurately.

مستند با هدف بازسازی دقیق وقایع تاریخی تهیه شده است.

they are recapturing the spirit of the festival this year.

آنها در حال بازسازی روحیه جشنواره امسال هستند.

recapturing the thrill of adventure is what she seeks.

بازپس‌گیری هیجان ماجراجویی همان چیزی است که او به دنبال آن است.

the artist is recapturing the beauty of nature in her paintings.

هنرمند در حال بازسازی زیبایی طبیعت در نقاشی های خود است.

he is focused on recapturing the trust of his colleagues.

او بر بازپس‌گیری اعتماد همکاران خود متمرکز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید