repossessing

[ایالات متحده]/ˌriːpəˈzɛsɪŋ/
[بریتانیا]/ˌriːpəˈzɛsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل بازپس‌گیری املاکی که قبلاً به کسی داده شده بود

عبارات و ترکیب‌ها

repossessing property

بازپس‌گیری ملک

repossessing assets

بازپس‌گیری دارایی‌ها

repossessing vehicles

بازپس‌گیری وسایل نقلیه

repossessing goods

بازپس‌گیری کالاها

repossessing collateral

بازپس‌گیری وثیقه

repossessing loans

بازپس‌گیری وام‌ها

repossessing items

بازپس‌گیری اقلام

repossessing equipment

بازپس‌گیری تجهیزات

repossessing accounts

بازپس‌گیری حساب‌ها

repossessing rights

بازپس‌گیری حقوق

جملات نمونه

the bank is repossessing homes due to unpaid loans.

بانک در حال بازپس‌گیری خانه‌ها به دلیل عدم پرداخت وام است.

they are repossessing the car after the owner defaulted.

آنها خودرو را پس از عدم پرداخت بدهی مالک بازپس‌گیری می‌کنند.

repossessing property can be a lengthy legal process.

بازپس‌گیری ملک می‌تواند یک فرآیند قانونی طولانی باشد.

after several warnings, the landlord began repossessing the apartment.

پس از چندین اخطار، موجر شروع به بازپس‌گیری آپارتمان کرد.

repossessing assets can impact a person's credit score.

بازپس‌گیری دارایی‌ها می‌تواند بر نمره اعتباری فرد تأثیر بگذارد.

he faced the risk of repossessing his motorcycle.

او در معرض خطر بازپس‌گیری موتورسیکل خود قرار داشت.

the company is repossessing equipment from defunct businesses.

شرکت در حال بازپس‌گیری تجهیزات از مشاغل ورشکسته است.

repossessing items can often lead to disputes.

بازپس‌گیری اقلام اغلب می‌تواند منجر به اختلافات شود.

they are repossessing the furniture after the eviction notice.

آنها مبلمان را پس از اخطاریه تخلیه بازپس‌گیری می‌کنند.

repossessing vehicles requires proper documentation.

بازپس‌گیری وسایل نقلیه نیاز به مدارک مناسب دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید