remnants

[ایالات متحده]/ˈrɛm.nənts/
[بریتانیا]/ˈrɛm.nənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قطعات یا بخش‌های باقی‌مانده; باقیات; باقی‌مانده‌ها
adj. باقی‌مانده; باقی‌مانده

عبارات و ترکیب‌ها

fossil remnants

آثار فسیلی

cultural remnants

آثار فرهنگی

remnants of war

آثار جنگ

remnants of time

آثار زمان

remnants of food

آثار غذا

remnants of hope

آثار امید

remnants of past

آثار گذشته

remnants of life

آثار زندگی

remnants of nature

آثار طبیعت

remnants of history

آثار تاریخی

جملات نمونه

there are remnants of the ancient civilization scattered throughout the region.

بقایای تمدن باستانی در سراسر منطقه پراکنده شده اند.

the remnants of the meal were left on the table.

بقایای غذا روی میز رها شده بود.

after the fire, only remnants of the house remained.

پس از آتش سوزی، فقط بقایای خانه باقی ماند.

the artist used remnants of fabric to create a unique collage.

هنرمند از بقایای پارچه برای ایجاد یک کولاژ منحصر به فرد استفاده کرد.

we found remnants of the past in the old photographs.

ما بقایای گذشته را در عکس های قدیمی پیدا کردیم.

she kept the remnants of her childhood toys in a box.

او بقایای اسباب بازی های دوران کودکی خود را در یک جعبه نگه داشت.

the remnants of the storm were visible in the fallen branches.

بقایای طوفان در شاخه های افتاده قابل مشاهده بود.

he collected the remnants of the broken vase from the floor.

او بقایای گلدان شکسته را از روی زمین جمع کرد.

the remnants of the old wall can still be seen today.

بقایای دیوار قدیمی هنوز هم امروز قابل مشاهده است.

they found remnants of food in the ancient ruins.

آنها بقایای غذا را در ویرانه های باستانی پیدا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید