renouncing

[ایالات متحده]/rɪˈnaʊnsɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈnaʊnsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اعلام ترک؛ اعلام abandono؛ اعلام قطع ارتباط با؛ اعلام رد کردن از

عبارات و ترکیب‌ها

renouncing rights

سلب حقوق

renouncing claims

سلب ادعاها

renouncing citizenship

سلب تابعیت

renouncing beliefs

سلب باورها

renouncing power

سلب قدرت

renouncing love

سلب عشق

renouncing privileges

سلب امتیازات

renouncing duties

سلب وظایف

renouncing wealth

سلب ثروت

renouncing fame

سلب شهرت

جملات نمونه

he is renouncing his claim to the inheritance.

او از ادعای خود مبنی بر ارث ادعا صرف نظر می کند.

she is renouncing her citizenship to live abroad.

او تابعیت خود را برای زندگی در خارج از کشور رها می کند.

renouncing violence is essential for peace.

رها کردن خشونت برای صلح ضروری است.

they announced they are renouncing their partnership.

آنها اعلام کردند که شراکت خود را رها می کنند.

renouncing bad habits can improve your health.

رها کردن عادت های بد می تواند سلامت شما را بهبود بخشد.

he is renouncing his position in the company.

او از سمت خود در شرکت صرف نظر می کند.

she decided to start renouncing material possessions.

او تصمیم گرفت شروع به رها کردن دارایی های مادی کند.

renouncing his past mistakes was a big step for him.

رها کردن اشتباهات گذشته او یک گام بزرگ برای او بود.

they are renouncing their rights to the property.

آنها حقوق خود نسبت به ملک را رها می کنند.

renouncing greed can lead to a more fulfilling life.

رها کردن حریص بودن می تواند منجر به یک زندگی رضایت بخش تر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید