affirming

[ایالات متحده]/əˈfɜːr.mɪŋ/
[بریتانیا]/əˈfɝːmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را به‌طور مثبت یا با اطمینان بیان کردن؛ ابراز توافق یا تأیید.
adj. ابراز تأیید یا توافق؛ مثبت و قطعی.

عبارات و ترکیب‌ها

affirming one's commitment

تایید تعهد

affirming statements

تایید اظهارات

affirming life's beauty

تایید زیبایی زندگی

affirming their belief

تایید باور آنها

affirming his authority

تایید اقتدار او

affirming her independence

تایید استقلال او

making affirming choices

انتخاب های تایید کننده

جملات نمونه

affirming one's beliefs can be empowering.

تایید باورهای خود می‌تواند توان‌بخش باشد.

she gave an affirming nod.

او سر تکریمی تأییدآمیز نشان داد.

his words were affirming to her wounded spirit.

کلماتش برای روح زخمی‌اش تأییدآمیز بود.

affirming diversity is crucial for a healthy society.

تایید تنوع برای داشتن یک جامعه سالم بسیار مهم است.

the coach offered affirming feedback to his team.

مربی بازخورد تأییدآمیزی به تیم خود ارائه داد.

it’s important to affirm our loved ones regularly.

به طور منظم عزیزان خود را تأیید کنید.

affirming statements can boost self-esteem.

اظهارات تأییدآمیز می‌توانند اعتماد به نفس را افزایش دهند.

he made affirming gestures throughout the meeting.

او در طول جلسه، حرکات تأییدآمیزی انجام داد.

the therapist used affirming language to encourage her patient.

درمانگر از زبان تأییدآمیز برای تشویق بیمار خود استفاده کرد.

affirming your goals can help you achieve them.

تأیید اهداف خود می‌تواند به شما در دستیابی به آنها کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید