he retorted quickly
او به سرعت پاسخ داد
she retorted sharply
او با تندی پاسخ داد
they retorted back
آنها به طور متقابل پاسخ دادند
retorted with sarcasm
با طعنه پاسخ داد
retorted in anger
با خشم پاسخ داد
he retorted calmly
او با آرامش پاسخ داد
she retorted fiercely
او با شدت پاسخ داد
retorted without hesitation
بدون تردید پاسخ داد
retorted with wit
با هوش پاسخ داد
he retorted instantly
او بلافاصله پاسخ داد
she retorted sharply to his criticism.
او با لحنی تند به انتقاد او پاسخ داد.
when he accused her of lying, she retorted with evidence.
وقتی او متهم کرد که دروغ میگوید، او با ارائه مدارک پاسخ داد.
he retorted that he was not afraid of the challenge.
او پاسخ داد که از این چالش نمیترسد.
she quickly retorted, making it clear she disagreed.
او به سرعت پاسخ داد و نشان داد که مخالف است.
they retorted with a witty comeback during the debate.
آنها در طول بحث با یک پاسخ هوشمندانه پاسخ دادند.
when asked about the delay, he retorted that it was unavoidable.
وقتی در مورد تاخیر از او سوال کردند، او پاسخ داد که اجتناب ناپذیر بود.
she retorted that his opinion was outdated.
او پاسخ داد که نظر او قدیمی است.
he retorted with a smile, trying to lighten the mood.
او با لبخند پاسخ داد و سعی کرد فضا را تلطیف کند.
after the accusation, she retorted defensively.
پس از اتهام، او به صورت تدافعی پاسخ داد.
the lawyer retorted that the evidence was insufficient.
وکیل پاسخ داد که مدارک کافی نیست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید