retorted

[ایالات متحده]/rɪˈtɔːtɪd/
[بریتانیا]/rɪˈtɔrtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طرز تند یا با ذکاوت پاسخ داد

عبارات و ترکیب‌ها

he retorted quickly

او به سرعت پاسخ داد

she retorted sharply

او با تندی پاسخ داد

they retorted back

آنها به طور متقابل پاسخ دادند

retorted with sarcasm

با طعنه پاسخ داد

retorted in anger

با خشم پاسخ داد

he retorted calmly

او با آرامش پاسخ داد

she retorted fiercely

او با شدت پاسخ داد

retorted without hesitation

بدون تردید پاسخ داد

retorted with wit

با هوش پاسخ داد

he retorted instantly

او بلافاصله پاسخ داد

جملات نمونه

she retorted sharply to his criticism.

او با لحنی تند به انتقاد او پاسخ داد.

when he accused her of lying, she retorted with evidence.

وقتی او متهم کرد که دروغ می‌گوید، او با ارائه مدارک پاسخ داد.

he retorted that he was not afraid of the challenge.

او پاسخ داد که از این چالش نمی‌ترسد.

she quickly retorted, making it clear she disagreed.

او به سرعت پاسخ داد و نشان داد که مخالف است.

they retorted with a witty comeback during the debate.

آنها در طول بحث با یک پاسخ هوشمندانه پاسخ دادند.

when asked about the delay, he retorted that it was unavoidable.

وقتی در مورد تاخیر از او سوال کردند، او پاسخ داد که اجتناب ناپذیر بود.

she retorted that his opinion was outdated.

او پاسخ داد که نظر او قدیمی است.

he retorted with a smile, trying to lighten the mood.

او با لبخند پاسخ داد و سعی کرد فضا را تلطیف کند.

after the accusation, she retorted defensively.

پس از اتهام، او به صورت تدافعی پاسخ داد.

the lawyer retorted that the evidence was insufficient.

وکیل پاسخ داد که مدارک کافی نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید