conceded defeat
پذیرفتن شکست
conceded ground
تسلیم دادن زمین
conceded points
پذیرفتن امتیازها
conceded victory
تسلیم پیروزی
conceded rights
پذیرفتن حقوق
conceded terms
تسلیم شرایط
conceded arguments
پذیرفتن استدلالها
conceded responsibility
پذیرفتن مسئولیت
conceded a goal
دریافت گل
conceded a penalty
دریافت پنالتی
the team conceded a goal in the last minute of the match.
تیم در دقیقه آخر مسابقه یک گل را دریافت کرد.
she conceded that she had made a mistake.
او پذیرفت که اشتباهی کرده است.
after much debate, he finally conceded to her argument.
پس از بحثهای فراوان، او در نهایت به استدلال او پذیرفت.
the government conceded some of the demands of the protesters.
دولت به برخی از خواسته های معترضان تن داد.
he conceded the championship title to his rival.
او قهرمانی را به رقیب خود واگذار کرد.
they conceded defeat after a long battle.
آنها پس از یک نبرد طولانی شکست را پذیرفتند.
she conceded that her plan was not feasible.
او پذیرفت که طرح او امکان پذیر نیست.
the player conceded a penalty during the game.
بازیکن یک پنالتی در طول بازی دریافت کرد.
he conceded the point but remained firm on other issues.
او این نکته را پذیرفت اما در سایر مسائل مصمم ماند.
after negotiations, they conceded some territory.
پس از مذاکرات، آنها بخشی از سرزمین را واگذار کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید