responded

[ایالات متحده]/rɪ'spɒndɪd/
[بریتانیا]/rɪ'spɑndɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته respond؛ پاسخ دادن یا جواب دادن؛ واکنش نشان دادن یا نشان دادن واکنش؛ تأثیر داشتن یا نفوذ کردن

عبارات و ترکیب‌ها

responded quickly

به سرعت پاسخ داد

responded promptly

به سرعت و به موقع پاسخ داد

responded positively

به طور مثبت پاسخ داد

responded negatively

به طور منفی پاسخ داد

responded well

خوب پاسخ داد

responded appropriately

به طور مناسب پاسخ داد

responded favorably

به طور مثبت پاسخ داد

responded immediately

بلافاصله پاسخ داد

responded later

بعداً پاسخ داد

responded directly

به طور مستقیم پاسخ داد

جملات نمونه

she responded promptly to the email.

او به سرعت به ایمیل پاسخ داد.

the teacher responded to the student's question.

معلم به سوال دانش آموز پاسخ داد.

he responded with enthusiasm to the invitation.

او با اشتیاق به دعوت پاسخ داد.

they responded positively to the feedback.

آنها به طور مثبت به بازخورد پاسخ دادند.

the company responded to customer complaints quickly.

شرکت به سرعت به شکایات مشتریان پاسخ داد.

after much consideration, she finally responded.

پس از بررسی‌های فراوان، او سرانجام پاسخ داد.

the team responded well to the new strategy.

تیم به خوبی به استراتژی جدید پاسخ داد.

he responded to the challenge with determination.

او با قاطعیت به چالش پاسخ داد.

we responded to the crisis with immediate action.

ما با اقدام فوری به بحران پاسخ دادیم.

she responded to the situation calmly and effectively.

او به طور آرام و موثر به وضعیت پاسخ داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید