revocation

[ایالات متحده]/ˌrevə'keɪʃən/
[بریتانیا]/ˌrɛvə'keʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لغو; برداشت

عبارات و ترکیب‌ها

revocation of contract

ابطال قرارداد

جملات نمونه

the revocation of all the unequal treaties

ابطال کلیه‌ی معاهدات نابرابر

The company issued a revocation of the contract.

شرکت یک ابطال قرارداد صادر کرد.

The revocation of his license was a severe blow to his career.

ابطال مجوز او ضربه‌ای سهمگین به حرفه او وارد کرد.

The government announced the revocation of the controversial law.

دولت ابطال قانون بحث‌برانگیز را اعلام کرد.

She filed for revocation of the restraining order against her ex-husband.

او برای ابطال حکم منع تعقیب علیه همسر سابقش درخواست کرد.

The revocation of her visa meant she had to leave the country immediately.

ابطال ویزای او به این معنا بود که باید فوراً کشور را ترک کند.

The court granted the revocation of the custody rights to the father.

دادگاه اجازه ابطال حقوق حضانت را به پدر داد.

The revocation of the law led to widespread protests in the city.

ابطال قانون منجر به اعتراضات گسترده در شهر شد.

The revocation of the decision was met with relief by the employees.

ابطال تصمیم با موجی از تسکین در بین کارمندان روبرو شد.

He faced the revocation of his membership due to misconduct.

او با خطر ابطال عضویت خود به دلیل سوء رفتار روبرو شد.

The revocation of the approval came as a surprise to the project team.

ابطال تاییدیه برای تیم پروژه غیرمنتظره بود.

نمونه‌های واقعی

Truckers were threatened with the revocation of their licenses.

رانندگان با تهدید سلب مجوزهایشان مواجه شدند.

منبع: Cambridge Vocabulary Series Tutorial

Now the county wants a revocation of bail hearing?

حالا شهرستان می‌خواهد درخواست سلب وثیقه کند؟

منبع: The Good Wife Season 6

We're asking for revocation of bail.

ما درخواست سلب وثیقه را داریم.

منبع: The Good Wife Season 6

There's nothing in Richard Nixon's papers to indicate he took any action whatever or was involved in the revocation of Chaplin's reentry permit.

در مدارک ریچارد نیکسون هیچ اشاره‌ای وجود ندارد که او هرگونه اقدامی انجام داده یا در سلب مجوز بازگشت چپلین دخیل بوده است.

منبع: Fresh air

Fred bit his lips: it was difficult to help smiling, and Mrs. Vincy felt herself the happiest of women — possible revocation shrinking out of sight in this dazzling vision.

فرِد لب‌هایش را گاز گرفت: لبخند زدن سخت بود، و خانم وینسی احساس می‌کرد از خوشبختی زنان، سلب احتمالی در این چشم‌انداز خیره‌کننده از بین می‌رود.

منبع: Middlemarch (Part Two)

The document - a press conference that the attorney general gave a week after the revocation mentioned Chaplin's leering, sneering attitude towards the United States, mentioned his lack of citizenship, things like that.

این سند - کنفرانس مطبوعاتی که دادستان کل یک هفته پس از سلب آن برگزار کرد، به نگرش تمسخرآمیز و تحقیرآمیز چپلین نسبت به ایالات متحده اشاره کرد، به فقدان شهروندی او اشاره کرد، و اینگونه موارد.

منبع: Fresh air

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید