cancel

[ایالات متحده]/ˈkænsl/
[بریتانیا]/ˈkænsl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. لغو کردن، باطل کردن، پاک کردن، حذف کردن.
Word Forms
قسمت سوم فعلcancelled
صفت یا فعل حال استمراریcancelling
شکل سوم شخص مفردcancels
زمان گذشتهcancelled
جمعcancels

عبارات و ترکیب‌ها

cancel a reservation

لغو رزرو

cancel a subscription

لغو اشتراک

cancel an appointment

لغو قرار ملاقات

cancel a meeting

لغو یک جلسه

cancel a flight

لغو پرواز

cancel a payment

لغو پرداخت

cancel an order

لغو سفارش

cancel a contract

لغو قرارداد

cancel a plan

لغو برنامه

cancel button

دکمه لغو

cancel out

لغو کردن

cancel after verification

پس از تایید لغو کنید

جملات نمونه

cancel a debt.

لغو یک بدهی.

It is vitally important to cancel the order immediately.

بسیار مهم است که سفارش را فوراً لغو کنید.

I intend to cancel your debt to me.

قصد دارم بدهی شما را به من لغو کنم.

The pros and cons cancel out.

مزایا و معایب یکدیگر را خنثی می کنند.

he was forced to cancel his visit.

او مجبور شد بازدید خود را لغو کند.

The key events to cancel preediting or converting.

مهم ترین رویدادها برای لغو ویرایش یا تبدیل از پیش.

That being the case, we have to cancel off the plan.

در این حالت، ما باید طرح را لغو کنیم.

The post office cancels the stamps on a letter.

دفتر پست تمبرها را روی نامه لغو می‌کند.

The plan was canceled because of lack of support.

طرح به دلیل فقدان حمایت لغو شد.

a postage stamp that had been canceled;

یک تمبر پستی که لغو شده بود;

The New Hampshire Legislature canceled all events.Flights were canceled at airports including Boston's Logan International and Maine's Portland International Jetport.

مجلس نیوهمپشایر تمام رویدادها را لغو کرد. پروازها در فرودگاه‌هایی از جمله فرودگاه بین‌المللی لوگان بوستون و فرودگاه بین‌المللی پورتلند مین لغو شدند.

In this case it is necessary to cancel the party planned for June 16th.

در این مورد، لغو مهمانی برنامه‌ریزی شده برای 16 ژوئن ضروری است.

the electric fields may cancel each other out .

احتمالاً میدان‌های الکتریکی یکدیگر را خنثی می‌کنند.

The airline canceled its early flight to New York.

شرکت هواپیمایی پرواز صبح زود خود به نیویورک را لغو کرد.

They had to cancel the barbecue, as it started chucking it down.

آنها مجبور شدند باربکیو را لغو کنند، زیرا شروع به باران کرد.

Will 2xy=4xp cancel by anything?

آیا 2xy=4xp توسط هر چیزی لغو خواهد شد؟

Today's decline in stock price canceled out yesterday's gain.

کاهش قیمت سهام امروز، سود دیروز را خنثی کرد.

نمونه‌های واقعی

And thousands of airline passengers were stranded after their flights were cancelled.

هزاران مسافر هواپیما پس از لغو پروازهایشان سرگردان شدند.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

Perhaps some other orders will be canceled.

شاید سفارشات دیگری نیز لغو شوند.

منبع: Foreign Trade English Topics King

She canceled. My namesake canceled on me.

او لغو کرد. نام من لغو کرد.

منبع: Friends Season 3

It means to just cancel an event.

این به معنای لغو یک رویداد است.

منبع: Dad teaches you grammar.

Most of the competitions have been canceled.

بیشتر مسابقات لغو شده اند.

منبع: VOA Special English: World

People have been canceling right and left.

افراد به طور پیوسته در حال لغو هستند.

منبع: Deadly Women

Mass transit services had to be cancelled.

خدمات حمل و نقل عمومي مجبور به لغو شدند.

منبع: CNN Selected January 2016 Collection

The decision to cancel flights happens here.

تصمیم به لغو پروازها در اینجا اتخاذ می شود.

منبع: CNN Listening November 2013 Collection

No. My surgery just got canceled. Why?

نه. عمل جراحی من همین الان لغو شد. چرا؟

منبع: Grey's Anatomy Season 2

It's asked the government to take urgent action to cancel an upcoming marathon.

از دولت خواسته شده است که برای لغو ماراتن آتی اقدام فوری انجام دهد.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید