revolved

[ایالات متحده]/rɪˈvɒlvd/
[بریتانیا]/rɪˈvɑlvd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دور چرخیدن یا چرخیدن به دور یک نقطه مرکزی؛ عمیق فکر کردن یا با دقت در نظر گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

revolved around

اطراف آن چرخید

revolved swiftly

به سرعت چرخید

revolved endlessly

بی پایان چرخید

revolved constantly

به طور مداوم چرخید

revolved in circles

در دایره چرخید

revolved slowly

به آرامی چرخید

revolved together

با هم چرخید

revolved around ideas

اطراف ایده ها چرخید

revolved around time

اطراف زمان چرخید

revolved in space

در فضا چرخید

جملات نمونه

the planets revolved around the sun.

سیارات به دور خورشید می‌چرخیدند.

her thoughts revolved around the upcoming exam.

افکار او حول و نیور آزمون پیش رو می‌چرخید.

the discussion revolved around climate change.

بحث در مورد تغییرات آب و هوایی متمرکز بود.

his life revolved around his family.

زندگی او حول خانواده‌اش می‌چرخید.

the story revolved around a young hero.

داستان حول یک قهرمان جوان می‌چرخید.

the wheel revolved smoothly on its axis.

چرخ به طور روان بر روی محور خود می‌چرخید.

time seemed to have revolved in a loop.

به نظر می‌رسید زمان در یک حلقه می‌چرخد.

her career revolved around art and design.

حرفه او حول هنر و طراحی می‌چرخید.

the conversation revolved around their travel plans.

گفتگو حول برنامه‌های سفر آن‌ها متمرکز بود.

the events of the day revolved around the festival.

رویدادهای روز حول جشنواره متمرکز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید