rub

[ایالات متحده]/rʌb/
[بریتانیا]/rʌb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به سطح فشار و اصطکاک وارد کردن؛ تحریک کردن
vi. به جلو و عقب حرکت کردن در امتداد یک سطح؛ به سطح فشار و اصطکاک وارد کردن
n. عمل وارد کردن فشار و اصطکاک؛ مانع

عبارات و ترکیب‌ها

rubbing alcohol

الکل ايسوپروپيلي

rub gently

به آرامی مالش دهید

rub vigorously

به شدت مالش دهید

rub off

پاک شود

rub shoulders with

با کسی معاشرت کردن

rub off on

بر روی کسی تاثیر بگذارد

rub it in

به خود اجازه دهد از موفقیت دیگران لذت ببرد

rub in

مالیدن

rub up

مالیدن

rub on

مالیدن روی

rub out

پاک کردن

rub elbows

با کسی معاشرت کردن

rub down

مالیدن

rub up against

مالیدن به

rub against

مالیدن به

جملات نمونه

Rub the polish in.

پولیش را مالش دهید.

Rub your hair dry.

موهای خود را با حوله خشک کنید.

That door rubs on the floor.

آن در روی زمین می‌خزد.

Rub this oil on your skin.

این روغن را روی پوست خود بمالید.

Let's rub him out.

بیا او را از بین ببریم.

Rub up the skillet please.

لطفاً تابه را تمیز کنید.

rub the varnish down when it's hard.

وقتی سفت شد، لاک را از بین ببرید.

sift the flour into a bowl and rub in the fat.

آرد را از یک الک به داخل یک کاسه رد کنید و چربی را با آن مخلوط کنید.

we didn't get the rub of the green .

ما شانس خود را از دست دادیم.

rub one's hands with the soap

دست های خود را با صابون مالید.

rub(sb.) the wrong way

کسی را ناراحت کنید.

rub against one's grain

در خلاف جریان موها مالید.

a blackboard that rubs clean easily.

تخته سیاه ای که به راحتی پاک می شود.

I have to rub up on my French.

باید زبان فرانسه ام را مرور کنم.

I know; don't rub it in.

می‌دانم؛ آن را بزرگ نکن.

Go and rub your hands dry.

برو و دست هایت را خشک کن.

A shame does not rub off.

این شرمگویی از بین نمی‌رود.

Carbon rubs off on your hands.

کربن روی دست‌های شما اثر می‌کند.

Rub out chalk marks with an eraser.

علامت‌های گچی را با یک پاک کن پاک کنید.

نمونه‌های واقعی

A monkey watched them as it rubbed itself.

در حالی که خود را می‌مالید، یک میمون آن‌ها را تماشا می‌کرد.

منبع: New Curriculum Standard People’s Education Press High School English (Compulsory 2)

You want to rub my feet? - If you rub mine.

می‌خوای پاهام رو مال کنی؟ - اگر تو پاهای من رو مال کنی.

منبع: Modern Family - Season 07

Just maybe don't rub it in my face.

فقط شاید آن را در صورتم نمالید.

منبع: Out of Control Season 3

He took my hand and rubbed it gently.

او دستم را گرفت و به آرامی آن را مالید.

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

Let me give you a foot rub.

اجازه دهید یک ماساژ پا به شما بدهم.

منبع: Grandparents' Vocabulary Lesson

Rub a little in morning and night.

صبح و شب کمی آن را مالید.

منبع: Downton Abbey Detailed Analysis

" Yeah, " said Stan, still rubbing his chest.

" بله، " استن گفت، هنوز داشت قفسه سینه‌اش را می‌مالید.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

There are species where birds rub feathers on each other...

گونه‌هایی وجود دارند که پرندگان پرهای خود را روی یکدیگر می‌مالند...

منبع: Science in 60 Seconds - Scientific American August 2019 Collection

But the chances are that South Korea's political example will rub off, too.

اما احتمال دارد که مثال سیاسی کره جنوبی نیز اثرگذار باشد.

منبع: The Economist - International

And he rubs it and spits on it.

و آن را می‌مالد و به آن می‌خورد.

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید