buff up
تقویت کردن
Jack is a jazz buff.
جک یک طرفدار جاز است.
She was wearing a buff uniform.
او یک یونیفرم بفی به تن داشت.
Buff up the paintwork with a soft cloth.
با یک پارچه نرم، رنگ را صیقل دهید.
Now we need a vertex buffer.
حالا به یک بافر رئوس نیاز داریم.
he buffed the glass until it gleamed.
او شیشه را تا زمانی که درخشید صیقل داد.
Family and friends can provide a buffer against stress.
خانواده و دوستان می توانند سپر محافظتی در برابر استرس باشند.
the massage helped to buffer the strain.
ماساژ به کاهش فشار کمک کرد.
add organic matter to buffer the resulting alkalinity.
برای خنثی کردن قلیای ناشی از آن، مواد آلی اضافه کنید.
a distinguished old buffer .
یک بافر قدیمی و متمدر.
Let the polish dry to a haze before buffing it.
قبل از صیقل دادن، اجازه دهید پولیش تا زمانی که به یک مهتاب برسد خشک شود.
Victor buffed the glass until it gleamed.
ویکتور شیشه را تا زمانی که درخشید صیقل داد.
buff your nails in order to smooth ridges.
برای صاف کردن برآمدگی ها، ناخن های خود را صیقل دهید.
A little money can be a useful buffer in time of need.
کمی پول می تواند در زمان نیاز یک سپر محافظتی مفید باشد.
Romantic love will buffer you against life's hardships.
عشق رمانتیک شما را در برابر سختی های زندگی محافظت می کند.
demilitarize a buffer zone between hostile countries.
یک منطقه بافر بین کشورهای خصمانه را غیرنظامی کنید.
the driver was a buff blond named March.
راننده یک مرد بلوند خوشهیکل به نام مارچ بود.
Archie's shoes got a quick shine from a boy with a buffing cloth.
کفشهای آرچی به سرعت از طرف پسری با پارچه تمیز کننده برق افتاد.
It's news which would make Indian film buffs dance the bhangra with joy.
این خبری است که باعث می شود طرفداران فیلم های هندی با شادی رقص Bhangra برقصند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید