sallow

[ایالات متحده]/'sæləʊ/
[بریتانیا]/'sælo/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن رنگ چهره ناسالم؛ داشتن رنگ زرد مایل به خاکستری
n. نوعی درخت بید با شاخه‌های زرد
vt. تغییر رنگ چیزی به رنگ خاک
vi. باعث تغییر رنگ کسی یا چیزی به رنگ خاک شدن

عبارات و ترکیب‌ها

sallow complexion

پوست زرد رنگ

sallow skin

پوست زرد رنگ

pale and sallow

بلند و زرد رنگ

a sallow face

چهره زرد رنگ

sickly sallow

زرد رنگ و بیمارگونه

sallow appearance

ظاهر زرد رنگ

جملات نمونه

Malarial poison had sallowed his skin.

سم زهرآگین، پوستش را زرد کرده بود.

diarrhea with borborygmus;weakness of limbs;emaciation;sallow complexion;pale tongue with whitish and greasy fur;weak and moderate pulse.

اسهال با صدای روده؛ضعف اندام؛پیری؛چهره زرد؛زبانه رنگ‌پریده با پوشش سفید و چرب؛نبض ضعیف و متوسط.

Close to pre-grilled, and then inserts a thin circle around the cake I gharra to cover mature cake collapse after the open, sallow color, crisp taste.

نزدیک به پیش از کبابی شدن، و سپس یک دایره نازک در اطراف کیک من قرار می‌دهد تا از ریزش کیک رسیده پس از باز شدن، رنگ زرد کم‌رنگ و طعم ترد جلوگیری کند.

Various chloasma, cyasma, black spot, sun spot, low-grade peeling spot, various biogliph, anti-sallow, desalinate the low-grade freckle , and those have symptoms of melanin formation.

کلوزما، سایزما، لکه سیاه، لکه آفتاب، لکه پوسته دار کم درجه، بیوگلیف، ضد زردی، لکه کم درجه را غیرفعال کنید، و کسانی که علائم تشکیل ملانین دارند.

Be suitable for the people with insomnia and dreaminess, hypodynamia, sallow complexion, dysphoria,depressed expression, or suffering from climacteric syndrome (pale tongue thin coating).

برای افرادی که دچار بی‌خوابی و رویاپردازی، کم‌تحرکی، رنگ‌پریدگی، بدخویی، چهره‌ای مضطرب یا مبتلا به سندرم یائسگی (زبان رنگ‌پریده با پوشش نازک) هستند، مناسب باشد.

Her sallow complexion made her look tired.

پوست زرد رنگ او باعث می‌شد خسته به نظر برسد.

The patient's sallow skin indicated dehydration.

پوست زرد رنگ بیمار نشان دهنده کم آبی بود.

He had a sallow face from lack of sunlight.

به دلیل نداشتن نور خورشید، چهره‌اش زرد رنگ بود.

The sallow leaves hinted at the tree's poor health.

برگ‌های زرد رنگ نشانه‌ای از وضعیت نامناسب درخت بود.

The sallow light of the streetlamps cast an eerie glow.

نور زرد رنگ چراغ‌های خیابان، حال و هوای وهم‌آلودی ایجاد کرد.

She wore a sallow dress that washed out her complexion.

او لباسی زرد رنگ پوشیده بود که رنگ پوستش را محو می‌کرد.

The sallow sky foretold an approaching storm.

آسمان زرد رنگ نشانه‌ای از قریب‌الوقوع طوفان بود.

His sallow eyes betrayed his exhaustion.

چشمان زرد رنگش خستگی‌اش را نشان می‌داد.

The sallow walls of the old house were in need of a fresh coat of paint.

دیوارهای زرد رنگ خانه قدیمی به یک لایه رنگ تازه نیاز داشتند.

The sallow glow of the computer screen illuminated the dark room.

نور زرد رنگ صفحه نمایش کامپیوتر، اتاق تاریک را روشن کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید