flushed

[ایالات متحده]/flʌʃt/
[بریتانیا]/fl ʌʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. هیجان‌زده; در حالت خوشحال
v. سرخ شدن; هیجان‌زده کردن; آب را خالی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

flush with

هم سطح با

flush out

بیرون راندن

flush toilet

توالت سیفون‌دار

flush water

آب سیفون

flush valve

وانا سیفون

back flush

سیفون برگشتی

flush type

نوع سیفون

جملات نمونه

The sky flushed pink at dawn.

آسمان در سپیده‌دم سرخ‌رنگ شد.

she flushed the loo.

او توالت را خالی کرد.

the nurse flushed out the catheter.

پرستار کاتتر را تخلیه کرد.

The river flushed the meadow.

رودخانه چمنزار را آب‌گرفت.

She flushed with anger.

او از خشم سرخ شد.

The mason flushed the joint with mortar.

معمار درز را با ملات پر کرد.

We were flushed with success.

ما با موفقیت سرخ شدیم.

She flushed with delight.

او از خوشحالی سرخ شد.

He was flushed with success.

او با موفقیت سرخ شد.

her cheeks were flushed with excitement.

گونه‌هایش از هیجان سرخ شده بودند.

the chill air flushed the parson's cheeks.

هوای سرد گونه‌های کشیش را سرخ کرد.

I flushed the pills down the lavatory.

من قرص‌ها را در توالت رها کردم.

0.3 ml of saline is gently flushed through the tube.

به آرامی 0.3 میلی‌لیتر محلول نمکی از طریق لوله عبور داده می‌شود.

the grouse were flushed from the woods.

قناری‌ها از جنگل بیرون رانده شدند.

his flushed, porcine features.

ویژگی‌های سرخ و خوک مانند او.

The setting sun flushed the mountain tops.

غروب خورشید قله کوه‌ها را سرخ کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید