flush with
هم سطح با
flush out
بیرون راندن
flush toilet
توالت سیفوندار
flush water
آب سیفون
flush valve
وانا سیفون
back flush
سیفون برگشتی
flush type
نوع سیفون
The sky flushed pink at dawn.
آسمان در سپیدهدم سرخرنگ شد.
she flushed the loo.
او توالت را خالی کرد.
the nurse flushed out the catheter.
پرستار کاتتر را تخلیه کرد.
The river flushed the meadow.
رودخانه چمنزار را آبگرفت.
She flushed with anger.
او از خشم سرخ شد.
The mason flushed the joint with mortar.
معمار درز را با ملات پر کرد.
We were flushed with success.
ما با موفقیت سرخ شدیم.
She flushed with delight.
او از خوشحالی سرخ شد.
He was flushed with success.
او با موفقیت سرخ شد.
her cheeks were flushed with excitement.
گونههایش از هیجان سرخ شده بودند.
the chill air flushed the parson's cheeks.
هوای سرد گونههای کشیش را سرخ کرد.
I flushed the pills down the lavatory.
من قرصها را در توالت رها کردم.
0.3 ml of saline is gently flushed through the tube.
به آرامی 0.3 میلیلیتر محلول نمکی از طریق لوله عبور داده میشود.
the grouse were flushed from the woods.
قناریها از جنگل بیرون رانده شدند.
his flushed, porcine features.
ویژگیهای سرخ و خوک مانند او.
The setting sun flushed the mountain tops.
غروب خورشید قله کوهها را سرخ کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید