glowing skin
پوست درخشان
a glowing review
یک بررسی عالی
glow discharge
تخلیه درخشان
sunset glow
نور غروب
glow plug
شمع گرمکننده
Her face was glowing with happiness.
چهرهاش با خوشحالی میدرخشید.
The glowing embers of the fire provided warmth.
زغالهای آتشسوزی که میدرخشیدند، گرما میبخشیدند.
She received glowing reviews for her performance.
او برای اجرایش نظرات بسیار مثبتی دریافت کرد.
The glowing sunset painted the sky with vibrant colors.
غروب خورشید درخشان آسمان را با رنگهای زنده نقاشی کرد.
The glowing screen of the phone illuminated the room.
صفحه نمایش درخشان گوشی اتاق را روشن کرد.
The glowing candles created a cozy atmosphere in the room.
چراغهای شمعدار فضایی دنج و صمیمی در اتاق ایجاد کردند.
His glowing smile brightened up the room.
لبخند درخشانش فضا را روشن کرد.
The glowing recommendation letter helped her secure the job.
نامه توصیه نامه درخشان به او کمک کرد تا شغل را بدست آورد.
The glowing reviews of the restaurant convinced us to try it.
نظرات مثبت در مورد رستوران ما را متقاعد کرد که آن را امتحان کنیم.
The glowing moonlight shimmered on the surface of the lake.
نور ماهتاب درخشان روی سطح دریا میدرخشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید