glowing

[ایالات متحده]/ˈɡləʊɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡloʊɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از ستایش، نشان‌دهنده‌ی اشتیاق زیاد
adv. با اشتیاق زیاد

عبارات و ترکیب‌ها

glowing skin

پوست درخشان

a glowing review

یک بررسی عالی

glow discharge

تخلیه درخشان

sunset glow

نور غروب

glow plug

شمع گرم‌کننده

جملات نمونه

Her face was glowing with happiness.

چهره‌اش با خوشحالی می‌درخشید.

The glowing embers of the fire provided warmth.

زغال‌های آتش‌سوزی که می‌درخشیدند، گرما می‌بخشیدند.

She received glowing reviews for her performance.

او برای اجرایش نظرات بسیار مثبتی دریافت کرد.

The glowing sunset painted the sky with vibrant colors.

غروب خورشید درخشان آسمان را با رنگ‌های زنده نقاشی کرد.

The glowing screen of the phone illuminated the room.

صفحه نمایش درخشان گوشی اتاق را روشن کرد.

The glowing candles created a cozy atmosphere in the room.

چراغ‌های شمع‌دار فضایی دنج و صمیمی در اتاق ایجاد کردند.

His glowing smile brightened up the room.

لبخند درخشانش فضا را روشن کرد.

The glowing recommendation letter helped her secure the job.

نامه توصیه نامه درخشان به او کمک کرد تا شغل را بدست آورد.

The glowing reviews of the restaurant convinced us to try it.

نظرات مثبت در مورد رستوران ما را متقاعد کرد که آن را امتحان کنیم.

The glowing moonlight shimmered on the surface of the lake.

نور ماهتاب درخشان روی سطح دریا می‌درخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید