saved

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. از گم شدن یا هدر رفتن حفظ شده؛ نجات یافته
v. نجات دادن؛ محافظت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

saved from danger

نجات از خطر

saved time

صرفه‌جویی در زمان

save energy

صرفه‌جویی در مصرف انرژی

save money

صرفه جویی در پول

save on

صرفه‌جویی در

save as

ذخیره به عنوان

save for

ذخیره برای

save up

پس‌انداز کردن

save all

ذخیره همه

save electricity

صرفه‌جویی در مصرف برق

save from

نجات از

save face

حفظ آبرو

save changes

ذخیره تغییرات

save your breath

نفس خود را حفظ کن

save your money

پس‌انداز پول خود

save one's life

نجات جان

save data

ذخیره داده

save file

ذخیره فایل

save up for

پس‌انداز برای

save food

صرفه‌جویی در غذا

جملات نمونه

the monument was saved from demolition.

مجسمه از تخریب نجات یافت.

saved only one in ten.

فقط یک در ده نفر نجات یافت.

It was the luck of the Irish that saved him.

این شانس ایرلندی بود که او را نجات داد.

a minor masterpiece saved from oblivion

یک شاهکار جزئی که از فراموشی نجات یافت.

he saved three break points.

او سه امتیاز شکست را نجات داد.

she saved every cent possible.

او هر سنت ممکن را نجات داد.

we've saved enough for a deposit on a house.

ما به اندازه کافی پس انداز کرده‌ایم تا برای خرید خانه پیش پرداخت کنیم.

the story of how he was saved from death.

داستان نجات او از مرگ.

he was saved by his superb reflexes.

او با واکنش های فوق العاده اش نجات یافت.

the powerful German saved three match points.

آلمانی قدرتمند سه امتیاز مسابقه را نجات داد.

Only three people were saved from the shipwreck.

فقط سه نفر از غرق شدن نجات یافتند.

The smallpox vaccine has saved many lives.

واکسن آبله مرغان جان‌های بسیاری را نجات داده است.

I saved the animals from the flood.

من حیوانات را از سیل نجات دادم.

He saved the child at considerable risk to himself.

او کودک را با خطرات زیادی برای خودش نجات داد.

He was saved from the jaws of death.

او از چنگال مرگ نجات یافت.

He saved her life ever.

او هرگز جان او را نجات نداد.

I saved part of my salary each month.

من هر ماه بخشی از حقوقم را پس انداز کردم.

The firemen saved the old people from the fire.

آتش نشانان افراد مسن را از آتش نجات دادند.

A young man saved a little girl from drowning.

یک جوان دختربچه ای را از غرق شدن نجات داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید