spared no effort
بدون تلاش نکرد
spared the details
جزئیات را کنار گذاشت
spared from harm
از آسیبدیدگی مصون ماند
spared his life
زندگیاش را نجات داد
spared the trouble
مشکلات را کنار گذاشت
spared any expense
هیچ هزینهای را دریغ نکرد
spared no time
وقت را تلف نکرد
spared the rod
چوب را کنار گذاشت
spared no pain
درد را دریغ نکرد
spared the blame
سرزنش را کنار گذاشت
she spared no effort in preparing for the presentation.
او در آماده شدن برای ارائه، هیچ تلاشی دریغ نکرد.
he spared his friend from making a difficult decision.
او دوست خود را از اتخاذ تصمیم دشوار نجات داد.
we were spared the trouble of finding a new venue.
ما از زحمت پیدا کردن یک مکان جدید نجات یافتیم.
the teacher spared the students the details of the exam.
معلم جزئیات امتحان را از دانش آموزان دریغ نکرد.
she was spared the embarrassment of failing the test.
او از خجالت ناشی از شکست در آزمون نجات یافت.
he spared no expense in organizing the party.
او در برگزاری مهمانی، هیچ هزینه ای دریغ نکرد.
they spared a moment to reflect on their achievements.
آنها لحظهای را برای تفکر در مورد دستاوردشان صرف کردند.
she spared her words when speaking to the audience.
او در صحبت با مخاطبان، کلمات خود را حفظ کرد.
he spared his family from worrying about his health.
او خانوادهاش را از نگرانی در مورد سلامتیاش نجات داد.
they spared no time in completing the project ahead of schedule.
آنها بدون اتلاف وقت پروژه را زودتر از موعد تکمیل کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید