spared

[ایالات متحده]/spɛəd/
[بریتانیا]/spɛrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی spare؛ برای صرفه‌جویی یا استفاده کمتر از چیزی؛ برای دادن چیزی بدون ایجاد زحمت یا خسارت؛ برای باقی ماندن یا باقی‌ماندن

عبارات و ترکیب‌ها

spared no effort

بدون تلاش نکرد

spared the details

جزئیات را کنار گذاشت

spared from harm

از آسیب‌دیدگی مصون ماند

spared his life

زندگی‌اش را نجات داد

spared the trouble

مشکلات را کنار گذاشت

spared any expense

هیچ هزینه‌ای را دریغ نکرد

spared no time

وقت را تلف نکرد

spared the rod

چوب را کنار گذاشت

spared no pain

درد را دریغ نکرد

spared the blame

سرزنش را کنار گذاشت

جملات نمونه

she spared no effort in preparing for the presentation.

او در آماده شدن برای ارائه، هیچ تلاشی دریغ نکرد.

he spared his friend from making a difficult decision.

او دوست خود را از اتخاذ تصمیم دشوار نجات داد.

we were spared the trouble of finding a new venue.

ما از زحمت پیدا کردن یک مکان جدید نجات یافتیم.

the teacher spared the students the details of the exam.

معلم جزئیات امتحان را از دانش آموزان دریغ نکرد.

she was spared the embarrassment of failing the test.

او از خجالت ناشی از شکست در آزمون نجات یافت.

he spared no expense in organizing the party.

او در برگزاری مهمانی، هیچ هزینه ای دریغ نکرد.

they spared a moment to reflect on their achievements.

آنها لحظه‌ای را برای تفکر در مورد دستاوردشان صرف کردند.

she spared her words when speaking to the audience.

او در صحبت با مخاطبان، کلمات خود را حفظ کرد.

he spared his family from worrying about his health.

او خانواده‌اش را از نگرانی در مورد سلامتی‌اش نجات داد.

they spared no time in completing the project ahead of schedule.

آنها بدون اتلاف وقت پروژه را زودتر از موعد تکمیل کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید