disdained

[ایالات متحده]/dɪsˈdeɪnd/
[بریتانیا]/dɪsˈdeɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی disdain; با تحقیر و خودخواهی به چیزی نگاه کردن یا آن را رفتار کردن; چیزی را رد کردن یا نپذیرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

disdained authority

نادیده گرفتن اقتدار

disdained opinions

نادیده گرفتن نظرات

disdained advice

نادیده گرفتن نصیحت

disdained traditions

نادیده گرفتن سنت‌ها

disdained values

نادیده گرفتن ارزش‌ها

disdained efforts

نادیده گرفتن تلاش‌ها

disdained rules

نادیده گرفتن قوانین

disdained culture

نادیده گرفتن فرهنگ

disdained status

نادیده گرفتن جایگاه

disdained knowledge

نادیده گرفتن دانش

جملات نمونه

she disdained his attempts to apologize.

او تلاش‌های او برای عذرخواهی را نادیده گرفت.

they disdained the rules set by the committee.

آنها قوانین تعیین شده توسط کمیته را نادیده گرفتند.

he disdained to respond to the petty insults.

او حاضر نبود به توهین‌های جزئی پاسخ دهد.

many disdained the idea of working overtime.

بسیاری از افراد ایده اضافه کاری کردن را نپسندیدند.

she disdained the opportunity to join the team.

او فرصت پیوستن به تیم را نادیده گرفت.

he disdained the advice of his peers.

او از نصیحت همسالان خود امتناع کرد.

they disdained traditional methods of teaching.

آنها روش‌های سنتی آموزش را نادیده گرفتند.

she disdained the lavish lifestyle of the rich.

او سبک زندگی پر زرق و برق ثروتمندان را نپسندید.

he disdained to ask for help.

او از درخواست کمک امتناع کرد.

they disdained the importance of teamwork.

آنها اهمیت کار گروهی را نادیده گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید