disdained authority
نادیده گرفتن اقتدار
disdained opinions
نادیده گرفتن نظرات
disdained advice
نادیده گرفتن نصیحت
disdained traditions
نادیده گرفتن سنتها
disdained values
نادیده گرفتن ارزشها
disdained efforts
نادیده گرفتن تلاشها
disdained rules
نادیده گرفتن قوانین
disdained culture
نادیده گرفتن فرهنگ
disdained status
نادیده گرفتن جایگاه
disdained knowledge
نادیده گرفتن دانش
she disdained his attempts to apologize.
او تلاشهای او برای عذرخواهی را نادیده گرفت.
they disdained the rules set by the committee.
آنها قوانین تعیین شده توسط کمیته را نادیده گرفتند.
he disdained to respond to the petty insults.
او حاضر نبود به توهینهای جزئی پاسخ دهد.
many disdained the idea of working overtime.
بسیاری از افراد ایده اضافه کاری کردن را نپسندیدند.
she disdained the opportunity to join the team.
او فرصت پیوستن به تیم را نادیده گرفت.
he disdained the advice of his peers.
او از نصیحت همسالان خود امتناع کرد.
they disdained traditional methods of teaching.
آنها روشهای سنتی آموزش را نادیده گرفتند.
she disdained the lavish lifestyle of the rich.
او سبک زندگی پر زرق و برق ثروتمندان را نپسندید.
he disdained to ask for help.
او از درخواست کمک امتناع کرد.
they disdained the importance of teamwork.
آنها اهمیت کار گروهی را نادیده گرفتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید