scummy

[ایالات متحده]/'skʌmɪ/
[بریتانیا]/'skʌmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشیده از کثافت یا آلودگی، غیراخلاقی

جملات نمونه

The scummy water in the pond needs to be cleaned.

آب کثیف در برکه نیاز به تمیز کردن دارد.

He's a scummy person who can't be trusted.

او شخص کثیفی است که نمی‌توان به او اعتماد کرد.

The scummy behavior of the company caused public outrage.

رفتار کثیف شرکت باعث خشم عمومی شد.

I don't want to deal with scummy individuals like him.

من نمی‌خواهم با افراد کثیف مانند او سر و کار داشته باشم.

The scummy tactics used by the competitor were unethical.

تاکتیک‌های کثیف مورد استفاده رقیب غیراخلاقی بودند.

She felt disgusted by the scummy conditions of the public restroom.

او از شرایط کثیف سرویس بهداشتی عمومی احساس انزجار کرد.

His scummy behavior at the party ruined the mood for everyone.

رفتار کثیف او در مهمانی باعث خراب شدن حال و هوا برای همه شد.

The scummy smell coming from the garbage can was unbearable.

بوی کثیف که از سطل زباله می‌آمد طاقت‌فرسا بود.

The scummy characters in the movie were portrayed as villains.

شخصیت‌های کثیف در فیلم به عنوان شخصیت‌های شرور به تصویر کشیده شدند.

She decided to avoid the scummy part of town for safety reasons.

او تصمیم گرفت به دلایل ایمنی از بخش کثیف شهر دوری کند.

نمونه‌های واقعی

And initially, people are like, " What's wrong with the scummy foam on top of your coffee? "

در ابتدا، مردم این‌گونه فکر می‌کنند: «مشکل چه چیزی است با کف خمیری روی قهوه‌تان؟»

منبع: Coffee Tasting Guide

Scumbro combines the word 'scummy' which means 'dirty and messy' with the word 'bro', which is an informal way of referring to a boy or man.

اسکومبرو کلمات 'کثیف و نامرتب' و 'برادر' را که روشی غیررسمی برای اشاره به یک پسر یا مرد است، ترکیب می‌کند.

منبع: 6 Minute English

Pond scum is the slang name for microalgae - green plant organisms, such as spirulina, which grow in water - like ponds and look a bit slimy or scummy before being dried.

کفچه مصنوعی نام عامیانه برای میکروالژها - ارگانیسم‌های گیاهی سبز مانند اسپیرولینا است که در آب رشد می‌کنند - مانند برکه‌ها و قبل از خشک شدن کمی لزج یا خمیری به نظر می‌رسند.

منبع: 6 Minute English

It passed languidly and the dull water glowed with it and the speedboat slid across the line and closed in fast under the overhang, past the two huge scummy stern hawsers.

با بی‌حوصلگی عبور کرد و آب کدر با آن می‌درخشید و قایق موتوری با سرعت خط را طی کرد و به سرعت زیر آویز آمد، از کنار دو سیم بکسل بزرگ و خمیری.

منبع: Goodbye, My Love (Part 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید