seizes

[ایالات متحده]/siːzɪz/
[بریتانیا]/siːzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور ناگهانی چیزی را در اختیار گرفتن یا کنترل کردن؛ دستگیر کردن یا تصرف کردن؛ تصرف کردن یا مالکیت یافتن

عبارات و ترکیب‌ها

seizes control

تسلط به دست می‌گیرد

seizes opportunity

از فرصت استفاده می‌کند

seizes power

قدرت را به دست می‌گیرد

seizes moment

لحظه را غنیمت می‌شمارد

seizes chance

از شانس استفاده می‌کند

seizes initiative

سعی می‌کند ابتکار عمل را به دست بگیرد

seizes advantage

از برتری استفاده می‌کند

seizes attention

جلب توجه می‌کند

seizes assets

دارایی‌ها را به دست می‌گیرد

جملات نمونه

he seizes every opportunity to improve his skills.

او از هر فرصتی برای ارتقای مهارت‌های خود استفاده می‌کند.

the manager seizes control of the project.

مدیر کنترل پروژه را به دست می‌گیرد.

she seizes the moment to express her feelings.

او از لحظه برای بیان احساسات خود استفاده می‌کند.

the dog seizes the bone quickly.

سگ به سرعت استخوان را می‌گیرد.

he seizes the chance to travel abroad.

او از فرصت سفر به خارج از کشور استفاده می‌کند.

the thief seizes the wallet and runs away.

سارق کیف پول را می‌گیرد و فرار می‌کند.

she seizes the opportunity to network at the event.

او از فرصت شبکه‌سازی در رویداد استفاده می‌کند.

he seizes the leadership role in the team.

او نقش رهبری را در تیم به دست می‌گیرد.

the artist seizes inspiration from nature.

هنرمند از طبیعت الهام می‌گیرد.

she seizes the spotlight during the performance.

او در طول اجرا توجه‌ها را به خود جلب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید