grabs

[ایالات متحده]/[ɡræbz]/
[بریتانیا]/[ɡræbz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گرفتن چیزی؛ تصاحب کردن؛ جذب کردن و حفظ کردن توجه.
n. عمل گرفتن.

عبارات و ترکیب‌ها

grabs attention

جلب توجه

grabs hold

گرفتن

grabs it

آن را بگیر

grabbing hands

دست‌های در حال گرفتن

grabs quickly

به سرعت گرفتن

grab the ball

توپ را بگیر

grab a seat

یک جای خالی بگیر

grab time

گرفتن زمان

grabbed his arm

بازوی او را گرفت

grabbed quickly

به سرعت گرفت

جملات نمونه

he grabs the ball and throws it across the field.

او توپ را می‌گیرد و آن را در سراسر زمین پرتاب می‌کند.

she grabs a quick bite to eat before leaving.

او قبل از رفتن یک لقمه سریع می‌خورد.

the child grabs his teddy bear tightly.

کودک خرس عروسکی خود را محکم در آغوش می‌گیرد.

he grabs the opportunity to travel abroad.

او از فرصت سفر به خارج از کشور استفاده می‌کند.

the dog grabs the frisbee with excitement.

سگ با هیجان دیسک را می‌گیرد.

she grabs a taxi to the airport.

او برای رفتن به فرودگاه یک تاکسی می‌گیرد.

he grabs my arm as i walk past.

وقتی از کنارش رد می‌شوم، او دستم را می‌گیرد.

the thief grabs the purse and runs away.

سارق کیف پول را می‌گیرد و فرار می‌کند.

she grabs a tissue to wipe her eyes.

او دستمالی می‌گیرد تا چشمانش را پاک کند.

he grabs the headlines with his controversial statement.

او با اظهار نظر جنجالی خود تیتر اخبار را می‌گیرد.

the software grabs data from various sources.

نرم‌افزار داده‌ها را از منابع مختلف می‌گیرد.

he grabs a coffee on his way to work.

او در راه رفتن به سر کار قهوه می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید