grasps

[ایالات متحده]/ɡrɑːspz/
[بریتانیا]/ɡræspz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور محکم گرفتن یا نگه داشتن؛ به طور کامل درک کردن؛ با اشتیاق یا طمع گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

firm grasps

گرفتن محکم

quick grasps

گرفتن سریع

strong grasps

گرفتن قوی

gentle grasps

گرفتن ملایم

clear grasps

گرفتن واضح

full grasps

گرفتن کامل

tight grasps

گرفتن محکم و سفت

easy grasps

گرفتن آسان

wide grasps

گرفتن گسترده

جملات نمونه

she grasps the concepts quickly.

او به سرعت مفاهیم را درک می‌کند.

he grasps the importance of teamwork.

او اهمیت کار گروهی را درک می‌کند.

the child grasps the idea of sharing.

کودک ایده به اشتراک گذاری را درک می‌کند.

she grasps the details of the project.

او جزئیات پروژه را درک می‌کند.

he grasps the nuances of the language.

او ظرافت‌های زبان را درک می‌کند.

the student grasps the material well.

دانشجو به خوبی مطالب را درک می‌کند.

she grasps the situation quickly.

او به سرعت وضعیت را درک می‌کند.

he grasps the challenges ahead.

او چالش‌های پیش رو را درک می‌کند.

they grasp the fundamentals of coding.

آنها اصول اولیه برنامه‌نویسی را درک می‌کنند.

she grasps the significance of the event.

او اهمیت رویداد را درک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید