selfless

[ایالات متحده]/ˈselfləs/
[بریتانیا]/ˈselfləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نوع‌دوست

جملات نمونه

an act of selfless devotion.

یک عمل فداکارانه

He is selfless as a teacher.

او به عنوان یک معلم، فداکار است.

A selfless man has an indomitable spirit.

یک مرد فداکار دارای روحیه‌ای تسخیرناپذیر است.

Boris Shchukin stars as Vladimir Lenin,depicted here in as a selfless,single-purposed idealist,dedicated to toppling the Romanoff regime and establishing a utopian Soviet society under communism.

بوریس شچوکین در نقش ولادیمیر لنین بازی می‌کند، که در اینجا به عنوان یک ایده‌آلیست بی‌خود و منفعتی به تصویر کشیده شده است که به سرنگونی رژیم رومانوف و ایجاد یک جامعه утопиایی شوروی تحت کمونیسم اختصاص داده است.

She is known for her selfless dedication to helping others.

او به خاطر فداکاری خود در کمک به دیگران شناخته شده است.

His selfless act of bravery saved the child from danger.

عمل شجاعانه فداکارانه او، کودک را از خطر نجات داد.

Volunteers showed selfless generosity in providing aid to the victims.

داوطلبان با سخاوت فداکارانه خود به کمک به آسیب دیدگان کمک کردند.

The selfless sacrifice of the soldiers will never be forgotten.

فداکاری سربازان هرگز فراموش نخواهد شد.

Her selfless love for her family is truly admirable.

عشق فداکارانه او به خانواده‌اش واقعاً قابل تحسین است.

He always puts others' needs before his own, showing his selfless nature.

او همیشه نیازهای دیگران را قبل از نیازهای خود قرار می دهد و از این رو ذات فداکارانه خود را نشان می دهد.

The organization relies on the selfless contributions of its volunteers.

این سازمان به کمک های فداکارانه داوطلبان خود متکی است.

She made a selfless decision to donate her kidney to a stranger in need.

او تصمیمی فداکارانه برای اهدا کلیه خود به یک غریبه نیازمند گرفت.

Their selfless teamwork led to the success of the project.

همکاری تیمی فداکارانه آنها منجر به موفقیت پروژه شد.

The selfless actions of the firefighters saved many lives during the fire.

اقدامات فداکارانه آتش نشانان جان بسیاری را در طول آتش سوزی نجات داد.

نمونه‌های واقعی

They were courageous. They were selfless individuals dedicated.

آنها شجاع بودند. آنها افراد بی‎نشان و فداکار بودند.

منبع: CNN Selected May 2015 Collection

Oh. Nice. How selfless of you.

اوه. خوبه. چه بی‎نشانانه ای.

منبع: Our Day This Season 1

Oh my God! It's so selfless of it.

خدای من! چه بی‎نشانانه ای.

منبع: Western cultural atmosphere

In my mind, heaven is a place of selfless.

در ذهنم، بهشت مکانی بی‎نشان است.

منبع: VOA Standard English Entertainment

It was just so selfless it made me cry.

فقط آنقدر بی‎نشان بود که من را به گریه درآورد.

منبع: People Magazine

It's a hindu word for " selfless devotional work."

این یک واژه هندو برای "کار بی‎نشانانه و فداکارانه" است.

منبع: Gourmet food, prayer, and love

There were people caring for each other and selfless heroes.

افرادی بودند که از یکدیگر مراقبت می کردند و قهرمانان بی‎نشان.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

She's kind of the most selfless person who ever lived.

او بیشتر از هر کسی که زنده بوده، بی‎نشان است.

منبع: The Good Place Season 2

You know what? That would be selfless and thoughtful of you.

می دونی چی؟ این کار بی‎نشانانه و باملاحظه از طرف شما خواهد بود.

منبع: "Reconstructing a Lady" Original Soundtrack

And maybe a little turned on about how selfless I'm being.

و شاید کمی از اینکه چقدر بی‎نشانانه رفتار می کنم، هیجان زده شوم.

منبع: The Big Bang Theory Season 10

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید