semantically

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. از نظر معنا یا اهمیت.

جملات نمونه

The word 'happy' is semantically related to 'joyful'.

کلمه 'خوشحال' از نظر معنایی با 'شاد' مرتبط است.

In linguistics, synonyms are words that are semantically similar.

در علم زبان‌شناسی، مترادف‌ها کلماتی هستند که از نظر معنایی مشابه هستند.

The terms 'big' and 'large' are semantically interchangeable in many contexts.

اصطلاحات 'بزرگ' و 'زیاد' در بسیاری از زمینه‌ها از نظر معنایی قابل تعویض هستند.

The concept of 'family' is semantically rich and encompasses various relationships.

مفهوم 'خانواده' از نظر معنایی غنی است و شامل روابط مختلف می‌شود.

Semantically, the terms 'hot' and 'spicy' are often used interchangeably.

از نظر معنایی، اصطلاحات 'داغ' و 'تند' اغلب به جای یکدیگر استفاده می‌شوند.

The word 'dog' is semantically related to 'pet' and 'canine'.

کلمه 'سگ' از نظر معنایی با 'حیوان خانگی' و 'سگ‌سانان' مرتبط است.

Semantically, 'smart' can refer to intelligence or a stylish appearance.

از نظر معنایی، 'هوشمند' می‌تواند به معنای هوش یا ظاهر شیک باشد.

The term 'computer' is semantically associated with 'technology' and 'information processing'.

اصطلاح 'کامپیوتر' از نظر معنایی با 'فناوری' و 'پردازش اطلاعات' مرتبط است.

Semantically, 'love' is a complex emotion that involves affection, care, and attachment.

از نظر معنایی، 'عشق' یک احساس پیچیده است که شامل محبت، مراقبت و وابستگی می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید