shipshape

[ایالات متحده]/ˈʃɪpʃeɪp/
[بریتانیا]/ˈʃɪpʃeɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. منظم و مرتب؛ به خوبی سازماندهی شده.

جملات نمونه

he checked that everything was shipshape and Bristol fashion.

او بررسی کرد که همه چیز مرتب و به سبک بریستول باشد.

it gave him pleasure to keep things shipshape and Bristol fashion .

دیدن اینکه همه چیز را مرتب و به سبک Bristol نگه دارد، باعث خوشحالی او شد.

The sailors worked hard to keep the shipshape.

ملوانان سخت تلاش کردند تا کشتی را مرتب نگه دارند.

She always keeps her house shipshape.

او همیشه خانه‌اش را مرتب نگه می‌دارد.

The captain inspected the ship to ensure it was shipshape.

کاپیتان کشتی را بازرسی کرد تا مطمئن شود که مرتب است.

He likes to keep his workspace shipshape.

او دوست دارد فضای کاری خود را مرتب نگه دارد.

The crew members cleaned and organized the ship to make it shipshape.

اعضای خدمه کشتی را تمیز و مرتب کردند تا آن را مرتب نگه دارند.

She always keeps her documents shipshape.

او همیشه اسناد خود را مرتب نگه می‌دارد.

The chef made sure the kitchen was shipshape before starting dinner service.

سرآشپز اطمینان حاصل کرد که آشپزخانه مرتب است قبل از شروع سرویس شام.

The manager expects all employees to keep their work areas shipshape.

مدیر انتظار دارد همه کارمندان مناطق کاری خود را مرتب نگه دارند.

The students cleaned up the classroom to make it shipshape for the next day.

دانشجویان کلاس درس را تمیز کردند تا آن را برای روز بعد مرتب کنند.

The mechanic always keeps his tools shipshape.

مکانیک همیشه ابزارهای خود را مرتب نگه می‌دارد.

نمونه‌های واقعی

It's going well. Everything is shipshape now.

همه چیز خوب پیش می رود. الان همه چیز مرتب است.

منبع: VOA Vocabulary Explanation

Talking about ships, we also describe things that are clean or running smoothly as shipshape.

در مورد کشتی ها صحبت می کنیم، ما همچنین چیزهایی را که تمیز یا روان هستند را به عنوان shipshape توصیف می کنیم.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

Get those shipshape burgers shipped out or you'll be doing your soft shoe across the street at the Crumb Basket!

آن همبرگرهای shipshape را ارسال کنید یا باید کفش نرم خود را در خیابان در سینی نان انجام دهید!

منبع: Anime news

Her husband was in the Navy, and she still likes everything shipshape.

همسرش در نیروی دریایی بود و او هنوز دوست دارد همه چیز shipshape باشد.

منبع: Paddington Bear

Staterooms, while thoughtfully designed, are tight, so make things shipshape.

کابین ها، اگرچه با دقت طراحی شده اند، تنگ هستند، بنابراین همه چیز را shipshape کنید.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

Because of his shiny shingle and shipshape service, other shops were taken the shine off.

به دلیل نشان درخشان و خدمات shipshape او، مغازه های دیگر درخششی را از دست دادند.

منبع: Pan Pan

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید