sides

[ایالات متحده]/saɪdz/
[بریتانیا]/saɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لبه‌ها یا سطوح یک شی؛ تعداد سطوح یا طرف‌ها؛ متن یا خطوط یک نمایشنامه؛ (طرف‌ها) یک نام خانوادگی

عبارات و ترکیب‌ها

both sides

دو طرفه

two sides

دو طرف

good sides

جنبه‌های خوب

bad sides

جنبه‌های بد

dark sides

جنبه‌های تاریک

side effects

عوارض جانبی

inner sides

جنبه‌های درونی

outer sides

جنبه‌های بیرونی

right sides

طرف راست

left sides

طرف چپ

جملات نمونه

there are two sides to every story.

در هر داستانی دو طرف وجود دارد.

we need to consider both sides of the argument.

ما باید هر دو طرف استدلال را در نظر بگیریم.

he always sees the bright sides of life.

او همیشه جنبه های روشن زندگی را می بیند.

they decided to take sides in the debate.

آنها تصمیم گرفتند در بحث طرفداری کنند.

make sure to check the sides of the box for instructions.

مطمئن شوید که برای دستورالعمل ها، طرفین جعبه را بررسی کنید.

she has friends on both sides of the political spectrum.

او در هر دو طرف طیف سیاسی دوستانی دارد.

the project has its ups and downs on both sides.

این پروژه در هر دو طرف فراز و نشیب دارد.

he is known for his ability to see both sides of an issue.

او به توانایی دیدن هر دو طرف یک موضوع معروف است.

we should weigh the pros and cons on both sides.

ما باید مزایا و معایب را در هر دو طرف بسنجیم.

in the game, players can choose different sides to play.

در بازی، بازیکنان می توانند طرف های مختلفی برای بازی انتخاب کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید