snide

[ایالات متحده]/snaɪd/
[بریتانیا]/snaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مسخره کننده; کنایه آمیز; برنده; بدخواه.

عبارات و ترکیب‌ها

snide remark

اظهار نظر طعنه‌آمیز

snide comment

اظهار نظر طعنه‌آمیز

جملات نمونه

a snide divorce lawyer.

وکیل طلاق کنایه‌گر.

snide remarks about my mother.

اظهارات طعنه آمیز در مورد مادرم.

threw in a few snide comments while they conversed.

در حالی که با هم صحبت می کردند، چند نظر طعنه آمیز اضافه کرد.

She made a snide remark about his outfit.

او در مورد لباسش یک نظر طعنه آمیز داشت.

He couldn't resist making a snide comment.

او نتوانست از گفتن یک نظر طعنه آمیز خودداری کند.

The snide tone in her voice was unmistakable.

لحن طعنه آمیز در صدای او غیرقابل انکار بود.

He gave her a snide smile.

او با لبخند طعنه آمیزی به او نگاه کرد.

She shot him a snide look.

او با نگاهی طعنه آمیز به او نگاه کرد.

The article was filled with snide remarks.

مقاله پر از اظهارات طعنه آمیز بود.

He couldn't help but add a snide comment.

او نتوانست از اضافه کردن یک نظر طعنه آمیز خودداری کند.

She responded with a snide retort.

او با یک پاسخ طعنه آمیز پاسخ داد.

The snide attitude of the salesperson put off the customers.

حرف حساب طعنه آمیز فروشنده مشتریان را دلسرد کرد.

His snide sense of humor often rubbed people the wrong way.

حس شوخ طبعی طعنه آمیز او اغلب باعث می شد مردم از او ناراضی شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید