mocking

[ایالات متحده]/'mɒkɪŋ/
[بریتانیا]/'mɑkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تمسخر کردن از کسی یا چیزی
v. به طرز تحقیرآمیز به کسی یا چیزی خندیدن

عبارات و ترکیب‌ها

mocking expression

اظهارات مسخره

mocking tone

لحن مسخره

mocking laughter

خنده مسخره

mocking behavior

رفتار مسخره

mocking remark

نقد مسخره

جملات نمونه

a wry, self-mocking smile.

لبخندی کج و خودانتقادی

a faintly mocking smile

لبخندی مسخره ملایم

He gave her a mocking glance.

او نگاهی تمسخرآمیز به او کرد.

Have you had experience in mocking up a page?

آیا تجربه ایجاد یک صفحه به صورت آزمایشی داشته اید؟

his bright eyes set in an expression of mocking amusement.

چشمان روشن او در حالی که با حالتی از لذت تمسخرآمیز قرار داشت.

He made the boys laugh by mocking the way the teacher spoke.

او با تقلید از نحوه صحبت معلم باعث خنده پسران شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید