mocking expression
اظهارات مسخره
mocking tone
لحن مسخره
mocking laughter
خنده مسخره
mocking behavior
رفتار مسخره
mocking remark
نقد مسخره
a wry, self-mocking smile.
لبخندی کج و خودانتقادی
a faintly mocking smile
لبخندی مسخره ملایم
He gave her a mocking glance.
او نگاهی تمسخرآمیز به او کرد.
Have you had experience in mocking up a page?
آیا تجربه ایجاد یک صفحه به صورت آزمایشی داشته اید؟
his bright eyes set in an expression of mocking amusement.
چشمان روشن او در حالی که با حالتی از لذت تمسخرآمیز قرار داشت.
He made the boys laugh by mocking the way the teacher spoke.
او با تقلید از نحوه صحبت معلم باعث خنده پسران شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید