sow

[ایالات متحده]/səʊ/
[بریتانیا]/soʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. کاشتن بذرها، پخش کردن بذرها در.

عبارات و ترکیب‌ها

sow seeds

کاشت دانه

sow discord

کاشت تفرقه

sow confusion

کاشت سردرگمی

sow doubt

کاشت تردید

sow chaos

کاشت هرج و مرج

جملات نمونه

sow a field with wheat

یک مزرعه را با گندم بکارید

sowing in narrow strips

کاشت در نوارهاى باریک

sow seeds in the field

کاشت بذر در مزرعه

sow rumors and dissension.

شایعات و تفرقه بکارید.

It is too soon to sow yet.

هنوز خیلی زود است که بکارید.

When will the sow farrow?

چه زمانی گراز مادر زایمان خواهد کرد؟

sow the plants in early September.

گیاهان را اوایل ماه سپتامبر بکارید.

sow the seed in the spring

بذر را در بهار بکارید

sow the seed in the ground

بذر را در زمین بکارید

sow the seeds of distrust

بذر بی‌اعتمادی را بکارید

a plant that self-sows readily.

گیاهی که به راحتی خود به خود کشت می شود.

"As you sow, so will you reap."

همانطور که می کارید، برداشت خواهید کرد.

sows should be unconfined at farrowing.

خوک‌ها باید در زمان زایمان آزاد باشند.

As a man sows, so he shall reap.

همانطور که مردی می کارد، برداشت خواهد کرد.

The spring-sowing season has set in.

فصل کاشت بهار آغاز شده است.

a young sow that has not farrowed

یک گراز ماده جوان که هنوز زایمان نکرده است

The problem is that he never sowed his wild oats before he got married, and he wants to sow them now.

مشکل اینه که قبل از ازدواج، جوهای وحشی‌اش را کشت نکرد و می‌خواهد آن‌ها را الآن بکارد.

Remember: the one who sows meagerly will reap meagerly, and there shall be generous harvests for the one who sows generously.

به یاد داشته باشید: کسی که به مقدار کم می کارد، به مقدار کم برداشت خواهد کرد، و برای کسی که سخاوتمندانه می کارد، برداشت های سخاوتمندانه وجود خواهد داشت.

The government’s repressive policies are sowing the seeds of rebellion.

سیاست‌های سرکوبگرانه دولت بذر شورش را می‌کارد.

نمونه‌های واقعی

Some farmers are injecting pregnant sows to cause abortions.

برخی از کشاورزان به منظور سقط جنین، به خوک‌های ماده باردار تزریق می‌کنند.

منبع: New York Times

They might have to reap what they sow.

شاید مجبور شوند نتیجه اعمال خود را بچشند.

منبع: VOA Special August 2019 Collection

Those fools would never catch the sow.

آن احمق‌ها هرگز نمی‌توانند خوک را بگیرند.

منبع: Gone with the Wind

The farmer sowed the field with wheat.

کشاورز مزرعه را با گندم کشت کرد.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Then they're gonna reap what they sow.

سپس آنها نتیجه اعمال خود را خواهند چشید.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

Her reforms, it is said, sowed the seeds of the recent economic crisis.

گفته می‌شود اصلاحات او بذرهای بحران اقتصادی اخیر را کاشت.

منبع: The Economist - Comprehensive

They reached the little field where they were to sow.

آنها به مزرعه کوچک رسیدند که قرار بود آنجا را کشت کنند.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 4

For example, we often say that 'you reap what you sow'.

به عنوان مثال، اغلب می‌گوییم که 'عمل خود را درو می‌کنید'.

منبع: Yilin Edition Oxford High School English (Elective 9)

The ground must have been ploughed, and sowed, and harrowed, and reaped.

زمین باید شخم زده شده، کشت شده، داس کشیده و درو شده باشد.

منبع: British Original Language Textbook Volume 3

Former British Foreign Secretary William Hague warned that a British exit could sow wider division.

ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه سابق بریتانیا، هشدار داد که خروج بریتانیا می‌تواند باعث ایجاد شکاف گسترده‌تری شود.

منبع: VOA Standard Speed Compilation June 2016

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید