collect

[ایالات متحده]/kə'lekt/
[بریتانیا]/kə'lɛkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. جمع‌آوری یا گرد هم آوردن؛ دریافت یا برداشتن
vi. به هم آمدن؛ تجمع کردن
vt. & vi. مالیات وضع کردن؛ درخواست یا دریافت (پول یا کمک‌ها)

عبارات و ترکیب‌ها

collect data

جمع آوری داده

collect information

جمع آوری اطلاعات

collect money

جمع آوری پول

collectibles

کلکسیون‌ها

collect stamps

جمع آوری تمبر

collect signatures

جمع آوری امضا

collect memories

جمع آوری خاطرات

collect evidence

جمع آوری مدارک

collect oneself

جمع کردن خود

collect call

تماس جمع آوری شده

freight collect

بار جمع آوری شده

collect from

جمع آوری از

freight to collect

بار برای جمع آوری

collect leaves

جمع آوری برگ

جملات نمونه

a collect telephone call

تماس تلفنی جمع‌آوری شده

They are collecting customs.

آنها در حال جمع‌آوری تعرفه‌ها هستند.

collecting on a grand scale.

جمع‌آوری در مقیاس بزرگ.

Stamp collecting and coin collecting are parallel hobbies.

جمع‌آوری تمبر و جمع‌آوری سکه سرگرمی‌های موازی هستند.

called collect; a collect phone call.

تماس جمع‌آوری شده؛ یک تماس تلفنی جمع‌آوری شده.

My children love collecting seashells.

بچه های من عاشق جمع آوری صدف هستند.

collect rainwater to use on the garden.

آب باران جمع کنید تا در باغ استفاده کنید.

dust and dirt collect so quickly .

گرد و غبار و خاک به سرعت جمع می شوند.

collecting money for the war effort.

جمع‌آوری پول برای تلاش جنگی.

when will I be able to collect the insurance?.

چه زمانی من قادر به دریافت بیمه خواهم بود؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید