spell

[ایالات متحده]/spel/
[بریتانیا]/spel/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. و vi. نوشتن یا گفتن حروفی که یک کلمه را تشکیل می‌دهند
vt. به وجود آوردن پیامدهای منفی
n. یک کلمه یا فرمول گفتاری که believed به قدرت جادویی دارد؛ یک دوره زمانی که در آن یک فعالیت یا یک سری از رویدادها ادامه می‌یابد

عبارات و ترکیب‌ها

spell correctly

به درستی املا کنید

spell check

بررسی املایی

spell out loud

با صدای بلند تلفظ کردن

spell disaster

پیش‌بینی فاجعه

spellbinding book

کتاب مسحورکننده

learn to spell

یاد بگیرید چگونه کلمه تلفظ کنید

spell magic

جادوگری

spell out

بیان کردن

under a spell

تحت تأثیر

cold spell

سرما

dry spell

خشکسالی

spell checker

بررسی غلط املایی

spell over

تکرار کردن

spell able

توانایی املا

spell resistance

مقاومت در برابر جادو

spell books

کتاب‌های جادویی

جملات نمونه

the spell of the theater.

جادوی تئاتر

a spell of greenhouse work.

یک دوره کار گلخانه ای

I'll spell for a bit.

من کمی برایتان هجی خواهم کرد.

a couple of spelling mistakes.

چند اشتباه املایی

Russian spelling is phonetic.

املای روسی آوایی است.

The cold spell broke yesterday.

سرما دیروز شکست.

change the spelling of a word.

املای یک کلمه را تغییر دهید.

The spelling of the word is wrong.

املای این کلمه اشتباه است.

the finals of a state spelling bee.

فینال مسابقه املای ایالتی

the city casts a spell on the visitor.

شهر جادویی بر بازدیدکننده اعمال می کند.

her spelling was deplorable.

املای او ناپسند بود.

I'll spell out the problem again.

من دوباره مشکل را به طور کامل بیان خواهم کرد.

the magician may cast a spell on himself.

جادوگر ممکن است جادویی بر خودش اعمال کند.

a spell of unsettled weather.

یک دوره آب و هوای ناپایدار

نمونه‌های واقعی

Find yourself making excuses not to perform simple spells?

آیا متوجه می‌شوید که بهانه‌ می‌گیرید و نمی‌خواهید ورد‌های ساده را انجام دهید؟

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

Sheldon, he's got raj. Use your sleep spell!

شلدون، او دچار راج شده است. از ورد خوابت استفاده کن!

منبع: The Big Bang Theory (Video Version) Season 1

Longbottom causes devastation with the simplest spells.

لانگ‌باتم با ساده‌ترین وردها ویرانی به بار می‌آورد.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets Selected Edition

But first, I cast a spell of paralysis on Stuart and Howard.

اما اول از همه، من ورد فلج‌کنندگی را روی استوارت و هاوارد می‌اندازم.

منبع: The Big Bang Theory (Video Version) Season 6

Ok, I get it, I know I can't spell, ok?

باشه، فهمیدم، می‌دونم که نمی‌تونم ورد بگیَم، باشه؟

منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities (Bilingual Selection)

He's going through a tough spell now.

او در حال حاضر دوران سختی را می‌گذراند.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

I fell under his freezing spell, obeying all his commands without thinking.

من در برابر ورد یخی او قرار گرفتم و بدون فکر کردن از تمام دستوراتش اطاعت می‌کردم.

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

Eh? I know how to spell, Feifei.

اِ؟ می‌دونم چطور ورد بگم، فیفی.

منبع: BBC Authentic English

Simon. How do you spell your name?

سایمون. اسم خودت رو چطور می‌نویسی؟

منبع: American English dialogue

" You have one free spell, " Tom said.

" شما یک ورد رایگان دارید،" توم گفت.

منبع: L1 Wizard and Cat

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید