spoon

[ایالات متحده]/spuːn/
[بریتانیا]/spʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری که شامل یک کاسه کوچک و کم عمق بر روی یک دسته بلند است و برای خوردن یا سرو غذا استفاده می‌شود
vt. با قاشق برداشتن یا سرو کردن
vi. به آرامی ضربه زدن یا به سمت بالا ضربه زدن

عبارات و ترکیب‌ها

silver spoon

قاشق نقره

wooden spoon

قاشق چوبی

soup spoon

قاشق سوپ

measuring spoon

قاشق اندازه گیری

plastic spoon

قاشق پلاستیکی

dessert spoon

قاشق دسر

greasy spoon

قاشق چرب

fork and spoon

چنگال و قاشق

tea spoon

قاشق چای

spoon out

بیرون ریختن با قاشق

جملات نمونه

the scraping of the spoon in the bowl.

خراشیدن قاشق در کاسه

three spoons of sugar.

سه قاشق شکر.

These spoons are made of plastic.

این قاشق‌ها از جنس پلاستیک هستند.

I saw them spooning on the beach.

من آن‌ها را در حال بوسیدن یکدیگر در ساحل دیدم.

These spoons are made of sterling silver.

این قاشق‌ها از نقره استرلینگ ساخته شده‌اند.

There were several couples spooning at the riverside.

چند جفت در حال بوسیدن یکدیگر کنار رودخانه بودند.

Rosie spooned sugar into her mug.

رزی شکر را در فنجان خود ریخت.

Spoon the mixture into buttered 150 ml timbale moulds.

مخلوط را با قاشق در قالب‌های تیمباله 150 میلی‌لیتری که با کره چرب شده‌اند بریزید.

Stop messing with the spoon and finish your breakfast.

دیگر با قاشق بازی نکن و صبحانه خودت را تمام کن.

Don't leave the aluminium spoon in the saltcellar.It will be eaten into by salt.

قاشق آلومینیومی را در جا قاشقی نمک نگذارید. نمک آن را از بین می‌برد.

The spoon slipped out of his hand.

قاشق از دستش افتاد.

He spooned the eggs onto the plate.

او تخم مرغ‌ها را با قاشق روی بشقاب ریخت.

The dredger spooned up mud.

دریچه ها گل و لای را جمع آوری می کنند.

the spoon dropped with a clatter from her hand.

قاشق با صدای بلند از دست او افتاد.

he spooned his shot high over the bar.

او با قاشق، شوت خود را خیلی بالا از میله پرتاب کرد.

Demitasse spoon: condiments. and caviar and after-dinner coffee.

قاشق دمیتاسه: چاشنی ها. و کویار و قهوه بعد از شام.

I sniffed the medicine before taking a spoon of it.

من قبل از مصرف آن، دارو را بو کردم.

They had both been born with silver spoons in their mouths, and never had to worry about money.

هر دو با قاشق‌های نقره‌ای در دهان متولد شده بودند و هرگز نگران پول نبودند.

Petaline 5, upside spoon form, mid narrow, bottom caves armet shape;

پتالین 5، فرم قاشق معکوس، میانه باریک، شکل ارکت در قسمت پایین;

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید