knife

[ایالات متحده]/naɪf/
[بریتانیا]/naɪf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری با لبه یا نوک تیز، که برای بریدن یا به عنوان سلاح استفاده می‌شود؛ یک ابزار کوچک با لبه‌های تیز که برای بریدن استفاده می‌شود
vt. با چاقو بریدن، چ stabbed کردن یا کشتن
vi. با چاقو حرکت کردن یا بریدن

عبارات و ترکیب‌ها

sharp knife

چاقوی تیز

kitchen knife

چاقوی آشپزخانه

pocket knife

چاقوی جیبی

butter knife

چاقوی کره

knife and fork

چاقو و چنگال

under the knife

تحت چاقو

gamma knife

چاقوی گاما

knife edge

لبه چاقو

cutting knife

چاقوی برش

knife gate

دروازه چاقویی

knife blade

تیغه‌ی چاقو

fruit knife

چاقوی میوه

electric knife

چاقوی برقی

steak knife

چاقوی استیک

knife rest

استند چاقو

hunting knife

چاقوی شکار

air knife

چاقوی هوا

paring knife

چاقوی پوست‌گیری

carving knife

چاقوی حکاکی

putty knife

کاردک

table knife

چاقوی غذاخوری

جملات نمونه

The knife is dull.

چاقو کند است.

The knife got rusty.

چاقو زنگ زد.

a knife with a replaceable blade.

چاقویی با تیغه قابل تعویض.

whet a knife on the stone

چاقو را بر روی سنگ تیز کنید.

a knife with a sharp edge

چاقویی با لبه تیز.

This knife is very keen.

این چاقو بسیار تیز است.

The knife easily cut into the cake.

چاقو به راحتی وارد کیک شد.

He ground the knife sharp.

او چاقو را تیز کرد.

This knife will serve my turn.

این چاقو برای من مفید خواهد بود.

a knife with a serrated edge

چاقویی با لبه دنده‌دار.

khaki trousers with knife-edge creases.

شلوار خاکی با چین های لبه چاقو.

The boat knifed through the waves.

قایق از میان امواج عبور کرد.

a heavy-duty knife with sawtooth serrations.

چاقوی سنگین با دندان اره‌ای.

the knife flashed in the spotlight.

چاقو در نورافکن چشمک زد.

This cheap knife dulls easily.

این چاقوی ارزان به راحتی کند می‌شود.

The ship knifed through the sea.

کشتی از میان دریا عبور کرد.

sharpen one's knife for sb.

چاقوی کسی را برای کسی تیز کنید.

The knife's edge has turned.

لبه چاقو کند شده است.

نمونه‌های واقعی

Would you like a knife and fork?

آیا چاقو و دیس می‌خواهید؟

منبع: People's Education Press PEP Elementary School English Grade 4 Textbook Volume 1

Then using a sharp knife, carefully peel underneath the skin and peel it off.

سپس با استفاده از یک چاقوی تیز، با دقت زیر پوست پوست بگیرید و آن را جدا کنید.

منبع: Halloween Tips

The invisible man with the invisible knife.

مرد نامرئی با چاقوی نامرئی.

منبع: Sherlock Holmes Detailed Explanation

It's good to use a carving knife for this.

استفاده از چاقوی مخصوص کباب برای این کار خوب است.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

That would be called a knife, Jerry.

آن را چاقو می‌گویند، جری.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

Clennon took a knife to the gut.

کلنون چاقو را به روده‌ها زد.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

" You're crazy. Put that knife away."

دیوانه ای. آن چاقو را کنار بگذار.

منبع: Flowers for Algernon

Drop the knife! I will shoot you!

چاقو را زمین بگذار! من به تو شلیک خواهم کرد!

منبع: English little tyrant

Lastly, we have the personification keen knife.

در نهایت، ما شخصیتی با چاقوی تیز داریم.

منبع: Appreciation of English Poetry

Can I have a knife and fork, please?

می‌توانم یک چاقو و دیس داشته باشم، لطفاً؟

منبع: People's Education Press PEP Elementary School English Grade 4 Textbook Volume 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید