loud squawk
جیغ بلند
sparrow squawk
جیغ بلدرچین
The hen gave a squawk when it saw the cat.
وقتی مرغ گربه را دید، قارآرایی کرد.
As the fox came into the yard, the chickens began squawking in alarm.
همانطور که روباه وارد حیاط شد، مرغها با ترس شروع به جیک جیک کردند.
her plan provoked a loud squawk from her friends.
برنامه او باعث ایجاد یک اعتراض بلند از سوی دوستانش شد.
He saw people as puppets, controlled by some pitiless force much as he, in boyhood, had controlled his own marionettes in his toy theatre, making Mr Punch jibber and squawk in nonsense-language.
او مردم را مانند عروسک میدید، که توسط یک نیروی بیرحمانه کنترل میشدند، درست همانطور که در دوران کودکی، خودش عروسکهای نمایشی خود را در تئاتر اسباببازیاش کنترل میکرد و آقای پانچ را با زبان پوچ و بیمعنی وای وای میکرد.
The parrot let out a loud squawk.
طوطی با صدای بلند جیک جیک کرد.
The crow gave a loud squawk as it flew away.
کلاغ با صدای بلند جیک جیک کرد وقتی دور شد.
The seagulls squawked loudly by the beach.
چایچکها در کنار ساحل با صدای بلند جیک جیک کردند.
The chicken squawked when the fox approached.
وقتی روباه نزدیک شد، مرغ جیک جیک کرد.
The parrot squawked in excitement when it saw its owner.
وقتی صاحبش را دید، طوطی با هیجان جیک جیک کرد.
The geese squawked noisily as they landed on the pond.
وقتی روی برکه نشستند، اردکها با صدای بلند جیک جیک کردند.
The ducklings squawked for their mother when she left the nest.
وقتی از لانه دور شد، جوجه اردکها برای مادرشان جیک جیک کردند.
The rooster let out a loud squawk to announce the sunrise.
مغر با صدای بلند جیک جیک کرد تا طلوع خورشید را اعلام کند.
The parrot squawked in protest when its cage was moved.
وقتی قفسش جابجا شد، طوطی به نشانه اعتراض جیک جیک کرد.
The peacock squawked in the garden, showing off its beautiful feathers.
طاووس در باغ جیک جیک کرد و پرهای زیبا خود را به نمایش گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید