staged

[ایالات متحده]/steidʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در مراحل
v. مرحله بندی شده (زمان گذشته و گذشته مشارکت)

عبارات و ترکیب‌ها

staged production

تولید مرحله‌ای

staged reading

خواندن مرحله‌ای

stage by stage

مرحله به مرحله

early stage

مرحله اولیه

by stages

به صورت مرحله‌ای

initial stage

مرحله اولیه

on stage

روی صحنه

on the stage

روی صحنه

at this stage

در این مرحله

first stage

مرحله اول

development stage

مرحله توسعه

second stage

مرحله دوم

in the stage

در صحنه

two stage

دو مرحله‌ای

stage of development

مرحله توسعه

primary stage

مرحله اولیه

late stage

مرحله پایانی

design stage

مرحله طراحی

earlier stage

مرحله اولیه

last stage

مرحله آخر

construction stage

مرحله ساخت و ساز

جملات نمونه

a staged media event.

یک رویداد رسانه‌ای برنامه‌ریزی شده

the market staged a late rally.

بازار یک رالی دیررس را رقم زد.

the dollar staged a partial recovery.

دلار یک بازیابی جزئی را تجربه کرد.

The staff staged a one-day walkout .

کارمندان یک اعتصاب یک روزه ترتیب دادند.

The union staged a one-day strike.

اتحادیه یک اعتصاب یک روزه ترتیب داد.

The children staged an entertaining puppet show.

کودکان یک نمایش عروسکی سرگرم‌کننده اجرا کردند.

she staged a magnificent comeback to lift the British Open title.

او با اقتدار بازگشت کرد تا قهرمان جام جهانی تنیس انگلستان شود.

a reconstruction of the accident would be staged to try to discover the cause of the tragedy.

یک بازسازی از حادثه ترتیب داده خواهد شد تا سعی شود علت تراژدی کشف شود.

the show is being staged at the Grand Opera House in Belfast.

نمایش در تئاتر بزرگ اپرای Белфаست در حال اجرا است.

The critics roasted the elaborately staged work.

منتقدان اثر صحنه پردازی شده را به شدت مورد انتقاد قرار دادند.

Abstract: Objective To investigate the results of staged silo closure for gastroschisis.

چکیده: هدف بررسی نتایج بستن مرحله ای سیلوی برای گاستروشیزیس.

Soon after the Sands dustup, Dennis staged another remarkable comeback.

بلافاصله پس از درگیری‌های سندز، دنیس یک بازگشت چشمگیر دیگر ترتیب داد.

The pairs figure skating and ballroom dance, both staged last Wednesday, are unmistakably, incontrovertibly gay.

رقص روی یخ جفت و رقص سالن، که هر دو روز چهارشنبه گذشته برگزار شدند، به طور غیرقابل انکاری همجنس‌گرایانه هستند.

As part of the celebrations they staged a big,open-air multimedia event,with music,videos,poetry readings,dance and improvisations.

به عنوان بخشی از جشن ها، آنها یک رویداد چند رسانه ای بزرگ و روباز با موسیقی، فیلم، شعر، رقص و بداهه سازی ترتیب دادند.

The technigue of staged coal combustion in underplate burning boiler is a mew method for energy saving and environment protecting.

تکنیک احتراق مرحله ای زغال در دیگ بخار زیر صفحه یک روش جدید برای صرفه جویی در انرژی و حفاظت از محیط زیست است.

In between the two world wars, and Masi Nie Gounod’s opera staged here often, people can often hear well-known soprano Ninon varan, Marjorie Lawrence and Qiaozhidier tenor voice.

در میان دو جنگ جهانی و اغلب اپرای ماسینی نی گونود که در اینجا اجرا می‌شد، مردم اغلب می‌توانند صدای سوپرانو معروف نینون واران، مارجوری لارنس و تنور چیاوزیدیر را بشنوند.

Four patients with blind end of vas and vessels proximal to the internal inquinal ring were planned for orchiectomy or simple or staged orchidopexy depending on clinical situations.

چهار بیمار با انتهای کور واز و عروق نزدیک به حلقه داخلی لابیا برای اورشکتومی یا اوریدوپکسی ساده یا مرحله ای بر اساس شرایط بالینی برنامه ریزی شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید