an authentic depiction of the situation.
یک تصویر واقعی از وضعیت
an authentic account by an eyewitness.
گزارش معتبر توسط یک شاهد عینی.
an authentic medieval sword.
یک شمشیر قرون وسطایی اصیل
a bona fide Rembrandt.See Synonyms at authentic
یک رامبراندت معتبر.برای یافتن مترادفها به اصیل مراجعه کنید
separating authentic and spurious claims.
تمایز بین ادعاهای معتبر و نادرست
an authentic painting by Corot;
یک نقاشی اصیل از کوروت;
Much of the beluga caviar existent in the world is found in the Soviet Union and Iran. See also Synonyms at authentic
بسیاری از خاویار بلوگا موجود در جهان در اتحاد جماهیر شوروی و ایران یافت میشود. همچنین برای یافتن مترادفها به اصیل مراجعه کنید
the letter is now accepted as an authentic document.
این نامه اکنون به عنوان یک سند معتبر پذیرفته شده است.
the restaurant serves authentic Italian meals.
رستوران غذاهای ایتالیایی اصیل سرو میکند.
a restaurant serving authentic home-style dishes.
رستورانی که غذاهای خانگی اصیل سرو میکند.
Is that an authentic painting from Piccaso, or a modern copy?
آیا آن نقاشی اصیل از پیکاسو است یا یک کپی مدرن؟
This is an authentic news report.We can depend on it.
این یک گزارش خبری معتبر است.ما میتوانیم به آن اعتماد کنیم.
Walter Chantry, Today's Gospel: Authentic or Synthetic?
والتر چانتری، انجیل امروز: اصیل یا مصنوعی؟
The copy he made of the painting can pass for an authentic one.
نسخهای که از نقاشی تهیه کرد میتواند به عنوان یک نسخه اصیل پذیرفته شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید