starlight

[ایالات متحده]/'stɑːlaɪt/
[بریتانیا]/'stɑr'laɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوری که توسط ستاره‌ها ساطع می‌شود

جملات نمونه

I enjoy the view of the bay in the starlight.

من از تماشای خلیج در زیر نور ستارگان لذت می برم.

The starlight twinkled in the night sky.

نور ستاره در آسمان شب می‌درخشید.

She gazed up at the starlight, feeling a sense of peace.

او به سوی نور ستاره خیره شد و احساس آرامش کرد.

The couple danced under the starlight.

زوج زیر نور ستاره می‌رقصیدند.

The starlight illuminated the dark forest.

نور ستاره جنگل تاریک را روشن کرد.

They took a romantic walk under the starlight.

آنها یک پیاده‌روی عاشقانه زیر نور ستاره انجام دادند.

The starlight reflected off the calm lake.

نور ستاره بر روی سطح دریاچه آرام بازتابید.

The starlight guided their way through the wilderness.

نور ستاره راه آنها را در طبیعت وحشی هدایت کرد.

The starlight cast a magical glow over the garden.

نور ستاره بر روی باغ، درخششی جادویی انداخت.

The starlight shimmered on the waves of the ocean.

نور ستاره بر روی امواج اقیانوس می‌درخشید.

They made a wish upon a shooting star in the starlight.

آنها زیر نور ستاره برای یک ستاره دنباله‌دار آرزو کردند.

نمونه‌های واقعی

Or to have the boat fully loaded with starlight And sing aloud in the splendor of starlight.

یا داشتن قایقی که کاملاً با نور ستاره پر شده باشد و با شکوه نور ستاره با صدای بلند آواز بخوانیم.

منبع: CET-4 Morning Reading English

The sails ... they're sparkling with starlight.

بادبان‌ها... آنها با نور ستاره می‌درخشند.

منبع: Mozart's Fantastical Journey

Winter again came round, with its winds, frosts, tame robins, and sparkling starlight.

زمستان دوباره بازگشت، با بادها، یخبندان‌ها، رابین‌های رام و نور ستاره درخشان.

منبع: Returning Home

It's strange flower-like shape would stop the starlight from bending around its edges and overwhelming the telescope.

شکل عجیب و گل مانند آن مانع از خم شدن نور ستاره در امتداد لبه های آن و غرق کردن تلسکوپ می شود.

منبع: Vox opinion

Starshade seeks to block out that starlight so you can image a really faint exoplanet right next to it.

Starshade به دنبال مسدود کردن آن نور ستاره است تا بتوانید یک سیاره فراخوکیب کوچک را در کنار آن تصویر کنید.

منبع: VOA Special November 2017 Collection

Some way beyond him, glinting in the starlight, lay the Triwizard Cup.

کمی آن طرفتر از او، جام تری‌وییزارد در نور ستاره می‌درخشید.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Starlight is made up of countless different wavelengths, all the colours of the rainbow.

نور ستاره از طول موج های متعدد و مختلف تشکیل شده است، همه رنگ های رنگین کمان.

منبع: The wonders of the universe.

These pixels are capturing the glare of starlight but the star is actually much smaller.

این پیکسل ها درخشندگی نور ستاره را ضبط می کنند، اما ستاره در واقع بسیار کوچکتر است.

منبع: Vox opinion

Excellent! She thought. I'll weave these strands into the baby's blanket. Some starlight, too.

عالی! او فکر کرد. من این رشته ها را در پتو نوزاد بافته ام. کمی نور ستاره هم.

منبع: Storyline Online English Stories

" Princess" . Ser Gerold Dayne stood behind her, half in starlight and half in shadow.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید